مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٦ - حل شبهه مجهول مطلق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٢٦
ما «ذهن» و «عین» ی نداریم، همه اینها که در عقل است در عین هم هست، منتها از عقل آمده است در عین. هر معقولی موجود است و هر موجودی معقول است. او هم یک چنین راه حلی ارائه داد.
به مارکسیستها که رسید چون اصلا ادراک صحیحی از فلسفه ندارند یکدفعه برگشتند به همان حرف اولی هیوم و گفتند: خیر، ما دیالکتیک هگل را که روی سرش بود آمدیم روی پایش قرار دادیم؛ در حالی که باید گفت بر عکس، شما دو مرتبه برگشتید به آن سادهترین و نامعقولترین حرفها که ذهن فقط نظیر خارج است، هر چه که در خارج است نظیرش در ذهن است. پس آن حرفهایی که در گذشته گفتند چه شد؟ کانت اگر دچار اشکال شد درست است که نتوانست از اشکالش بیرون بیاید، اما آخر باید دید که او به کجاها رسید که بعد به این بن بست رسید. اینها نتوانستند راهی را که کانت و هگل و امثال آنها رفتند یک قدم هم طی کنند.
- یعنی سؤالشان درست بود اگر چه جوابشان غلط بود.
استاد: بله، سؤال کانت و هگل درست بود. اشتباه فیلسوف بعد از دهها مطلبی است که کشف میکند. یک بار دیگر هم گفتیم که او مثل شخصی است که به طرف قله توچال بالا میرود. یک شخصی از یک قلهای بالا میرود و خیلی هم بالا میرود، ولی به یک جا که میرسد پایش میلغزد و پایین میافتد. این شخص خیلی فرق دارد با شخصی که همین پایین ایستاده است و اصلا نمیداند که بالا رفتن یعنی چه؟ این حرفهایی که بعد امثال مارکس آمدند گفتند که ما دیدیم دیالکتیک هگل چنین بود چنانش کردیم، بر روی سر ایستاده بود ما آمدیم او را بر روی پا قرار دادیم، هیچ محتوایی ندارد.
بسیار خوب، حالا چه میخواهید بگویید؟ بالاخره حرف شما درباره شناخت چیست؟
همان حرف هیوم را به سادهترین شکل طرح کردهاند که خیر، ذهن فقط کارش این است که عین را منعکس میکند، و حال آنکه هزار معنا و مفهوم الآن در ذهن تو هست که با این مطلب قابل توجیه نیست. ابدا نتوانستهاند با این مطلب آن مفاهیم را توجیه کنند. آخر اگر آن شخص گفته است علیت با تجربه قابل توجیه نیست، دیده است این مطلب را.
- یعنی باز معلومات فطری داریم؟
استاد: نه، من نمیخواهم راهحلش را بگویم، من فقط به اشکالش توجه دارم. معلومات فطری به آن معنایی که کانت گفته است نداریم و نمیتوانیم هم داشته باشیم.
- بالاخره یک چیزی غیر از خارج باید در ظرف ذهن باشد تا بتواند ...