مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٣ - حل شبهه مجهول مطلق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٢٣
ما در باب وجود یک مفهوم داشتیم و یک کنه و میگفتیم: «مفهومه من أعرف الاشیاء- و کنهه فی غایة الخفاء» آیا یک چنین دوگانگی در نقیضش که عدم باشد هم جاری است یا جاری نیست؟
استاد: چرا، دوگانگی هست؛ ولی در آنجا کنهش حقیقت است و د راینجا کنهش به اعتبار است.
- همان طور که در باب وجود میگوییم کنهش در غایت خفاء است یعنی ما به او دسترسی نداریم ممکن است در جهت عدم هم دسترسی نداشته باشیم.
استاد: ولی در باب وجود دسترسی نداریم از باب اینکه او عین عینیت خارجی است و عین عینیت نمیتواند در ذهن باشد که در این صورت انتقال خارج به ذهن و انتقال ذهن به خارج است، ولی در اینجا کنه عین لا عینیت است.
- عین لا عینیت میتواند در ذهن باشد؟
استاد: آخر آن به قول شما مصداق کنه میشود؛ او که نمیشود در ذهن باشد؛ او فقط مفروض شماست؛ یعنی شما فرض میکنید مفهوم عدم را و برای مفهوم عدم فرض میکنید مصداقهایی را. حالا یک مثال دیگر برایتان عرض میکنم:
شما در گفتارهای روزمره خودتان میگویید: «این شوفاژ روشن است، اتاق گرم است».
حالا چرا اتاق گرم نیست؟ میگویید: «چون شوفاژ روشن نیست اتاق گرم نیست» یعنی همان طور که وجود علت را علت از برای وجود معلول میدانید عدم علت را هم علت از برای عدم معلول میدانید. شما همیشه این کار را میکنید: میگویید آقا، فلان کار نشد، به این دلیل آن هم نشد. همان طور که ارتباط علّی و معلولی را در عالم وجود قائلیم در عالم عدم هم قائلیم. حالا آیا همانطور که یک نظام علت و معلولی در میان وجودات در عالم عین هست و ما او را کشف میکنیم واقعا یک نظام علت و معلولی دیگری هم در میان اعدام هست که ما آن راهم کشف میکنیم یا اینکه آن هیچ چیزی نیست؟ در واقع آنجا علت و معلولی نیست. علتی نیست، معلولی هم نیست، اما ذهن برای نیستی علت یک نوع مصداق اعتبار کرده است، برای نیستی معلول هم یک نوع مصداق اعتبار کردهاست و بعد آمده است این حرف را گفته است. پس کار ذهن همیشه این گونه کارهاست؛ یعنی ذهن برای چیزهایی که در عالم عین نیست مصداق اعتبار میکند. ذهن از این کارها زیاد دارد. ولی برای آنها مصداق اعتبار میکند نه اینکه در واقع مصداق داشته باشند.