مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠ - اشکالات وارد بر این نظریه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٠
این که به قول استاد ما آمیرزا علی کاشانی که گاهی که میرسید به حرف یک مرد ملّایی که قابل تأیید نبود به یک شکلی توجیه میکرد و میگفت «صونا لکلام الملّا عن اللّغویة» اینها هم «صونا لکلام الحکیم عن اللّغویة» گفتهاند مقصود افلاطون از وجود کلی، کلی به معنایی که در منطق از آن بحث میکنند نیست، این مربوط به عالم مفهوم و ذهن است؛ او اگر گفته است «کلی» منظورش وجود سعی بوده است. این هم توجیهی است که از حرف افلاطون کردهاند.
پس در باب وجود اگر عام و خاص و کلی و جزئی و این گونه تعبیرات را به کار میبرند اصطلاحی است که ابتدا از عرفان گرفته شده است.
حالا حاجی میگوید: وجود، چه حقیقت وجود و چه مفهوم وجود؛ حقیقت وجود هم چه فرد سعی او (مثل کلی افلاطونی و ارباب انواع، کلی به آن نحو که اینها حرف افلاطون را توجیه کردهاند) و چه فرد خاص و محدود وجود [١]؛ مفهوم وجود هم چه مفهوم وجود و هستی به طور مطلق و چه حصص وجود (یعنی وقتی که مفهوم وجود را اضافه میکنیم و میگوییم: وجود انسان، وجود آتش، وجود هوا، ..)
همه اینها مغایر با ماهیت هستند: «و الفرد کالمطلق منه» یعنی مفهوم مطلق وجود «و الحصص» یعنی مفهوم وجود را که اضافه کنیم به یک شیء «زید علیها مطلقا». این «مطلقا» به آن «فرد» برمیگردد؛ یعنی فرد وجود که زائد بر ماهیت است اعم است از این که فرد عام باشد (عام به اصطلاح عرفا) یا این که فرد خاص باشد.
به هر حال این یک شعری بوده است که حاجی در بین مطلب آورده است [٢].
[١].- یعنی محدود به ماهیت؟
استاد: نه، محدود به زمان، به مکان، ... همه اینها حدود است؛ اختصاص به ماهیت ندارد. خود ماهیت میتواند وجود سعی داشته باشد و میتواند وجود مضیق داشته باشد، چون سعه وجود تابع وجود است نه تابع ماهیت.
[٢].- چرا این «فرد» را به معنی وجود گفتهاند؟استاد: فرد به همان معنای فرد است یعنی مصداق. ولی چون مصداق را در جایی میگوییم که یک ماهیتی تحقق دارد و چون باز ملاک تحقق و ملاک فردیت ماهیت به