مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٠ - شبهه معدوم مطلق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٨٠
اما مطلب را به ترتیبی که حاجی ذکر کرده است ذکر نمیکنیم بلکه به ترتیب دیگری ذکر میکنیم و بعد عرض میکنیم که وجهش چیست.
شبهه این است که اگر بنا بشود از چیزی خبر داده بشود شرط خبر دادن از آن چیز موجود بودن آن چیز است ولو لا اقل در ذهن. بنابراین اگر چیزی معدوم مطلق باشد، یعنی نه موجود باشد در خارج و نه موجود باشد در ذهن، از او خبر هم داده نمیشود؛ اصلا خبر دادن از او معنی ندارد؛ یعنی هیچ وقت در عالم خبری داده نشده است و داده نخواهد شد از چیزی که نه در ذهن موجود باشد و نه در خارج [١].
بنابراین جای بحث نیست که امکان اخبار از معدوم مطلق نیست. پس این قضیه که میگوییم: «المعدوم المطلق لا یخبر عنه» یا میگوییم: «المعدوم المطلق لا یمکن أن یخبر عنه» قضیهای است صادق. از طرف دیگر ما میبینیم خود همین قضیه، خبری است که از معدوم مطلق دادهایم. تناقضی که رخ میدهد همین است که وقتی ما خبر میدهیم به اینکه از معدوم مطلق خبر داده نمیشود، خود همین خبری است از معدوم مطلق. آیا وقتی که شما میگویید از معدوم مطلق خبر داده نمیشود، شامل خود همین خبر هم میشود یا نمیشود؟ نمیشود که شامل این خبر نباشد، چون حکم عقل تخصیص بردار نیست. آنجا که میگویید «المعدوم المطلق لا یخبر عنه» یعنی «المعدوم المطلق لا یخبر عنه بای خبر» از معدوم مطلق نمیشود خبر داد به هر خبری که باشد. مناط حکم عقل به عدم اخبار از معدوم مطلق اختصاص به یک خبر دون خبر ندارد. حکم عقل استثنا پذیر نیست [٢].
[١].- یعنی به خاطر کسی خطور نکرده باشد.
استاد: قهرا همین طور است. وقتی به خاطر کسی خطور نکرده باشد امکان خبر هم ندارد؛ و اصلا وقتی که ما میگوییم «چیزی که نه در خارج باشد و نه در ذهن» خود این تعبیر هم باز از ضیق عبارت است. آنکه فرض میشود که نه موجود در خارج باشد و نه موجود در ذهن، یعنی لا شیء مطلق.
[٢].- این نظیر همان معماهایی است که پیرهون در یونان قدیم میگفت که «اهل این شهر همه دروغگو هستند».استاد: بله، قبلا این را عرض کردیم. تقریبا نظیر همان معماهاست. البته نمیخواهم بگویم