مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٨ - براهین امتناع اعاده معدوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٥٨
وقت میگوییم این وجود ثانی همان وجود اول است، یعنی این وجود ثانی این وجود ثانی نیست، همان وجود اول است. حال ما همه شقوق را در اینجا ذکر میکنیم:
١. ممکن است بگوییم که وجود دوم غیر از وجود اول است، یعنی دو وجود است؛ یک هویت است و دو وجود. اگر بگوییم یک هویت است و دو وجود، یعنی هویت را از وجود جدا کردهایم و هویت را به ماهیت دادهایم. این که بطلانش واضح است و همان براهین اصالت وجود کافی است برای بطلان این مطلب که چنین چیزی نیست.
٢. اما اگر بگوییم که نه، وجود ثانی همان وجود اول است؛ دو وجود نیست بلکه یک وجود است؛ یعنی شیء یک بار وجود پیدا کرده است و این وجود دوم همان وجود اول است [١] و چیز دیگری نیست، نه اینکه آن شیء بار دیگر وجود پیدا کرده باشد؛ این هم یک فرض است که برایش دو حالت تصور میشود:
الف. بگوییم یک وجود است و دو ایجاد؛ [٢] یعنی یک شیء یک بار وجود پیدا میکند، بعد این وجود معدوم میشود (به معنی پایان پذیرفتن و نه عارض شدن عدم بر او) و بعد بار دیگر ایجاد میشود. پس دو ایجاد است و یک وجود.
ب. ممکن است شما بگویید حتی دو ایجاد هم نیست بلکه یک ایجاد است. اگر بگویید حتی یک ایجاد است و یک وجود و یک هویت، پس دیگر کاری صورت نگرفته است، پس دیگر اعادهای نیست، پس معنی اعاده معدوم چیست؟ هر چیزی در عالم- اعاده معدوم هم که نباشد- یک بار ایجاد میشود و یک وجودی دارد و یک هویتی [٣]. پس نمیشود این حرف را گفت که یک ایجاد است و یک وجود و
[١] ولی زمانشان که به هر صورت باید دو تا باشد.
استاد: زمانشان که البته دوتاست.
[٢] که البته به این شکل که در آغاز این درس بیان کردیم مطلب روشنتر میشود. در درس پیش هم همین بیان را ذکر کردیم و حالا هم تکرار میکنیم.[٣] اصلا فرقش با استمرار وجود چیست؟استاد: اصلا [فرقی] نیست. اگر استمرار وجود هم نباشد و شیء یک لحظه هم وجود