مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٨ - وحدت « وجود » با « ایجاد »
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٤٨
تکرار نباشد پس اعادهای نیست. پس سر چه چیزی بحث میکنید؟ بحث در این است که یک شیء وجود پیدا کرده و همین وجود تکرار شود و اعاده شود. این وجود یا تکرار شده است یا نشده است، یا اعاده شده است یا نشده است. اگر میگویید اعاده نشده است، پس اعاده معدوم نشده است و اگر میگویید اعاده شده است همین قدر که میگویید «اعاده» یعنی «تکرار وجود» و همین قدر که میگویید «تکرار وجود»، در واقع یعنی «تکرار ایجاد». وقتی که میگویید «تکرار وجود» و «تکرار ایجاد» پس دو وجود است و الّا اگر وجود عین همان وجودی باشد که در همان زمان و مکان تحقق پیدا کرده است و در وجود هیچ تکراری نباشد پس اعاده هم نیست، پس چرا میگویید «اعاده»؟
وحدت « وجود » با « ایجاد »
در اینجا به ذکر مطلبی خارج از متن منظومه میپردازیم که برای درک بیشتر مطلب مفید است اگر چه آن را دیگر ذکر نکردهاند و آن مسأله وحدت ایجاد است با وجود، و اینکه ایجاد و وجود یک چیز است نه دو چیز، کثرتش کثرت انتزاعی و ذهنی است؛ این ذهن است که دو مفهوم خلق میکند یکی به نام «ایجاد» و یکی به نام «وجود» ولی یک چیز است که به اعتباری ایجاد است و به اعتباری وجود.
این مسأله در بسیاری از مباحث مسأله مفیدی است، از جمله در باب جعل که در آینده خواهیم گفت؛ در اینجا هم همین طور. این مسأله را ما به این شکل تحلیل میکنیم که «علیت» به طور کلی یعنی وجود دادن یا ایجاد کردن. «ایجاد کردن» یعنی وجود دادن به چیزی، موجود کردن چیزی، اعطاء وجود به چیزی. ما این مفهوم را اول در آن موارد اوّلی و عرفی که این مفهوم به کار میرود تحلیل میکنیم بعد میرویم در باب «وجود» تا ببینیم چه از آب در میآید.
میگوییم «وجود دادن»؛ آنچنانکه میگوییم «پول دادن»؛ آنچنانکه میگوییم «نان دادن» یا «آب دادن». ولی در این جور موارد وقتی که مثلا میگوییم زید به عمرو پول داد، در اینجا میبینیم واقعا یک کثرت عینی و واقعی وجود دارد. یک عامل وجود دارد به نام معطی (دهنده) و یک عامل وجود دارد به نام «معطی الیه» (گیرنده) که عمرو باشد و یک عامل دیگری وجود دارد به نام «معطی» که خود پول باشد و یک عمل وجود دارد به نام «اعطاء» که معطی دست میبرد به جیبش و پول