مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٠ - احکام سلبی وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٦٠
وحدت حقیقت وجود همین است که ما همه مراتب وجود را به صورت شخص واحد میبینیم) دیگر ماهیتی ندارد، نه جوهر است نه عرض [١].
٢. وجود نه ضد دارد و نه مثل: آیا وجود مطلق ضد دارد؟ ضد هم ندارد، چون ماورائی ندارد که ضدی داشته باشد. به همین دلیل که گفته شد برای وجود به این معنا، ضد فرض نمیشود؛ چون دو شیء واقعیتدار که در قبال یکدیگر قرار میگیرند و با یکدیگر ناسازگارند ضد یکدیگرند؛ وقتی که شما وجود را یک کاسه میبینید ماورائی برای او نیست که ضدش باشد. [٢] مثل و نظیر هم برایش فرض نمیشود. از این جهت است که میگوییم برای وجود ضدی نیست و برای او مثلی نیست.
٣. وجود نه جزء دارد و نه کل: وجود جزء هم ندارد؛ چون اگر ما یک کلی داشته
[١] اگر نه جوهر باشد نه عرض آن وقت واقعیتش چه میشود؟
استاد: خودش نفس واقعیت است.
- آخر جوهریت و عرضیت، هر دو را از او سلب میکنید. مناط واقعیت، جوهریت و عرضیت است.
استاد: نه، مناط واقعیت خود وجود است. مناط واقعیت ماوراء جوهریت و عرضیت است. اصلا وجود یعنی خود واقعیت و واقعیت یعنی وجود. واقعیت در بعضی از مراحل- در مراحل پایین- منقسم میشود به جوهر و عرض. واقعیت در مراحلی که محدود میشود منقسم میشود به جوهر و عرض. وجود محدود یا جوهر است یا عرض و این جوهریت و عرضیت به اعتبار محدودیتش برای او اعتبار میشود. پس وجود نامحدود نه جوهر است و نه عرض.
- لازمه سخن آقای «ب» قول به اصالت ماهیت است.
استاد: بله، اگر ما بخواهیم واقعیت را جدای از وجود بدانیم اصالت ماهیت میشود ولی این مباحث اصلا مبتنی بر اصالت وجود است.
[٢].- به این ترتیب تصور عدم مطلق مشکل میشود.استاد: عدم مطلق که چیزی نیست؛ او فقط یک امر ذهنی است. عدم مطلق که واقعیتی نیست در خارج. عدم مطلق فقط فرض ذهن است. شما در مقابل وجود مطلق یک مفهومی به نام عدم مطلق میسازید و لذا میگویید: «المعدوم المطلق لا یخبر عنه»، «المعدوم المطلق لیس بشیء». معدوم مطلق همان لا شیء مطلق است. لا شیء مطلق که دیگر چیزی نیست.