مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٢ - خلاصه بحث
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٥٢
خلاصه بحث
پس خلاصه سخن در باره این حرف حاجی که میگوید مفهوم وجود یا مطلق است یا مقید و مفهوم عدم هم یا مطلق است یا مقید، این است که گفتیم یک نوع مطلق و مقید در مفهوم وجود و در مفهوم عدم فرض میشود که به باب تصورات مربوط است و اصطلاح درستی است اگر کسی به کار ببرد، ولی حاجی در اینجا منظورش آن نیست، منظورش باب تصدیقات است.
در باب تصدیقات نیز در باب وجود مطلب خیلی سرراست است. یک وقت هست وجود مطلق محمول است و یک وقت وجود مقید محمول است که مقصود از وجود مقید همان جایی است که محمول ما غیر وجود است و وجود رابط است. ولی در باب عدم اگر بگوییم عدم هم یا مطلق است یا مقید، معنایش این است که خود عدم یا مطلق است یا مقید. آنجا که خود عدم مقید است غیر از آنجایی است که عدم، عدم شیء مقید است. حاجی در مثال خود، عدم شیء مقید را ذکر میکند و حال آنکه به حسب تعبیر باید عدمی را مثال بزند که خود عدم مقید باشد؛ یعنی آنچه
دو امر مختلف حکایت نمیکند. از این جهت است که «زید ناموجود است» را دیگر یک امر جداگانهای نمیگیرند؛ «زید موجود نیست» و «زید ناموجود است» را دیگر دو قضیه مختلف به حساب نمیآورند، چون تفاوت اینها فقط فرض ذهن است.
- در قضیه «انسان موجود است» موضوع حتما ماهیت است؟
استاد: بله ماهیت است.
- یعنی قضیه حقیقیه است.
استاد: نه، در اینجا نمیگوییم «قضیه حقیقیه». این را به اصطلاح قضیه بسیطه یا قضیه کان تامّه میگویند، حقیقیه نمیگویند؛ چون در قضیه حقیقیه حکم میرود روی موضوعی که مفروض الوجود است. ولی در اینجا اصلا ماهیت محض، موضوع است. درقضایای حقیقیه و خارجیه و ذهنیه، در همه آنها فرض بر این است که حکم میرود روی موضوع موجود، منتها در قضیه ذهنیه حکم میرود روی موضوع موجود در ذهن، در قضیه خارجیه حکم میرود روی موضوع موجود در خارج، و در قضیه حقیقیه حکم میرود روی موضوعات اعم از آنکه بالفعل در خارج موجود باشند یا اینکه ذهن فرض وجود در خارج برای آنها بکند. ولی در اینجور قضایا- که اینها را قضایای بسیطه میگویند- اصلا وجود در موضوع اعتبار نمیشود، فقط نفس ماهیت موضوع است.