مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٨ - مفهوم وجود و عدم مطلق و مقید در باب تصدیقات
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٤٨
قهرا این سخن در عدم هم میآید. گاهی ما عدم را به طور مطلق تصور میکنیم، میگوییم «عدم»، «نیستی»، و گاهی عدم را به یک شیء خاص نسبت میدهیم، مثلا میگوییم نیستی عنقا، نیستی انسان، نیستی فلان شیء، که این را معمولا عدم مضاف میگویند.
این بود مقصود از وجود و عدم مطلق و مقید از نظر مفهوم. ولی مقصود حاجی در اینجا این نیست. ما این مطلب را در اینجا گفتیم برای اینکه در بعضی جاها وجود و عدم مطلق و مقید از نظر مفهوم به همین معنا به کار میرود. ولی در اینجا مقصود از وجود مطلق و وجود مقید یا عدم مطلق و عدم مقید این نیست. این معنا فقط در همان عالم تصور است، پای تصدیق در کار نیست. در تصور، مفهوم وجود یا مطلق است یا مقید، و همچنین مفهوم عدم یا مطلق است یا مقید- به همین معنا که گفتیم- ولی ما یک عالم دیگر هم داریم و آن عالم تصدیق است.
مفهوم وجود و عدم مطلق و مقید در باب تصدیقات
١. وجود مطلق و وجود مقید: در عالم تصدیق هم وجود به دو گونه است؛ یعنی آنگاه که وجود محمول واقع میشود، با قید محمول بودن- نه اینکه یک تصور بلا تصدیق باشد- دو حالت رخ میدهد:
یک وقت هست وجود به طور مطلق محمول واقع میشود، یعنی یک موضوعی را در نظر میگیریم و این وجود- صرف وجود- را به او نسبت میدهیم، میگوییم:
«انسان موجود است» یا «انسان هست». در اینجا ما برای انسان چه چیزی را
خاص نسبت میدهیم (مثل بیاض عاج)، این میشود بیاض مقید. قهرا در باب مفهوم این سؤال مطرح نمیشود که آیا بیاض مجموع اینهاست یا نه؟ بیاض چون یک مفهوم عام است شامل همه اینها هست. بیاض مطلق، هم شامل بیاض عاج است هم شامل بیاض ثلج است و هم شامل بیاض هزاران چیز دیگر.
- یعنی کلی است.
استاد: بله، کلی است؛ این جزئی اضافی است و آن کلی است.
- یعنی کل [ذی] اجزاء نیست.
استاد: نه، کلی است.