مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٢ - مثال اول شیئیت
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٤٢
مقام شیئیت؟ اگر شیئیت بخواهد معقول اولی باشد باید در اینجا دو مقام باشد. همان طور که در مقام ذات جسم، عرض یعنی بیاض نیست و در مقام عرض هم ذات نیست قهرا در اینجا هم باید بگوییم مقام ذات الف شیئیت نیست و مقام شیئیت ذات الف نیست. آن وقت الف در مقام ذات خودش اگر شیء نباشد باید لا شیء باشد همان طور که جسم هم در مقام خودش لا ابیض است. آیا میتواند این در مقام ذات لا شیء باشد؟ نه، شیئیت آنچنان مفهوم عامّی است که اصلا نمیشود آن را از هیچ چیز سلب کرد؛ هر چه را که شما در نظر بگیرید باز «چیز» است. پس معلوم میشود این «چیز بودن» از همان ذاتش انتزاع شده است نه اینکه ذاتش مقامی دارد و شیئیتش مقامی. این شیئیت اصلا هیچ مقامی نیست؛ این در همان مرتبه ذاتش شیء است، نه اینکه ذاتی دارد و شیئیتی و شیئیت در بیرون از ذات عارض او شده است؛ این در مرتبه ذاتش شیء است.
ممکن است بیایید یک حرف دیگر بزنید و آن اینکه بگویید این در مقام ذاتش شیء نیست، این شیئیت بر او عارض شده است. بسیار خوب؛ حالا ما میپرسیم این شیئیت که عارض این ذات شده است آیا شیء است یا شیء نیست؟ اگر بگویید این هم شیء است، دارای شیئیتی است، میگوییم ما نقل کلام به آن شیئیت میکنیم، در آن شیئیت هم که عارض شیئیت شده است باز مقام شیئیت غیر از مقام ذات میشود، باز سؤال از آن شیئیت میکنیم که شیء است یا لا شیء. باز میگویید شیء است. باز شیئیت دیگر باید فرض کنید. پس یک شیء باید لایتناهی شیئیت داشته باشد، آخرش هم به جایی نرسد [١].
پس شیئیت- چنانکه بعدها خواهیم گفت- از مقام وجود شیء انتزاع میشود؛ یعنی وجود مساوی با شیئیت است. «شیئیت» و «وجود» دو مفهومی هستند که مصداق واحد دارند. نه این است که مقام ذاتی داریم و مقام وجود ذاتی داریم و این مقام ذات و مقام وجود ذات عاری از شیئیت است، آنگاه شیئیت مثل یک امر دیگری آمده است بر او عارض شده است؛ نه، همین قدر که پای وجود به میان آمد پای شیئیت هم به میان آمده است.
[١].- شیئیت حداقل ثبوتی است که یک چیز میتواند داشته باشد.
استاد: بله.