مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٦ - رابطه دو اصطلاح « عروض » و « اتصاف » با وجود محمولی و وجود رابط
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٣٦
ذهن وجود دارد فعال برای ما مطرح نیست) پس وقتی که میگوییم «جسم ابیض است» یک وجود جسم داریم، یک وجود بیاض داریم و یک وجود رابط میان جسم و بیاض داریم.
در بعضی موارد دیگر ممکن است محمول ما وجود محمولی نداشته باشد. یعنیچه «وجود محمولی نداشته باشد»؟ یعنی محمولی اصلا وجود نداشته باشد، مانند وقتی که محمولی امر عدمی و از سنخ نیستی باشد. ولی باز آن محمولی را که از سنخ نیستی است ما حمل میکنیم بر یک موجودی که هست، میگوییم این موجود در خارج متصف به این نیستی است. در اینجا محمولی وجود ندارد ولی یک وجودی رابط شده است میان این موضوع و همین محمول.
مثلا فقر و غنا را در نظر بگیرید یا علم و جهل را در نظر بگیرید. جهل یک واقعیت در مقابل علم نیست، همان فقدان علم است. ما میدانیم که فقدان در عالم خارج عینیتی ندارد ولی در عین حال صفت اشیاء واقع میشود. میگوییم «زید جاهل است». در اینجا یک صفت عدمی را بر زید حمل کردهایم؛ اتصاف زید را در خارج به این امر عدمی بیان کردهایم. پس در اینجا محمول وجود ندارد چون از سنخ عدم است ولی ما در اینجا وجود رابط داریم، چون میان همین زید و همین مفهوم عدمی یک رابطه برقرار کردهایم.
رابطه دو اصطلاح « عروض » و « اتصاف » با وجود محمولی و وجود رابط
حال که وجود محمولی و وجود رابط را دانستیم میگوییم مقصود ما از «اتصاف» وجود رابط است و مقصودمان از «عروض» وجود محمولی است. آن وقت میگوییم:
١. یک وقت هست عروض و اتصاف هر دو در خارج است؛ یعنی محمول ما در خارج وجودی دارد و موضوع هم در خارج متصف به اوست یعنی ظرف وجود رابط هم خارج است. «زید قائم است» از این قبیل است.
٢. یک وقت هست که محمول ما وجودش در ذهن است و ما هم میخواهیم در همان ذهن میان موضوع و محمول رابطه برقرار کنیم، ظرف وجود رابطش هم میشود ذهن، مانند اینکه میگوییم: «انسان کلی است». کلیت، وجودش در ذهن است، انسان هم در ذهن متصف به کلیت است؛ یعنی هم «هستش» در ذهن است هم «استش» در ذهن است.