مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٠ - بیان حاجی در مورد معقولات ثانیه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٣٠
معروض به عارض هر دو خارج است. میگوید این گونه عارضها معقولات اولیه هستند، مثل اینکه بگوییم «زید قائم» که «قیام» عارض بر زید است. عروض قیام بر زید در ظرف خارج است و زید هم در ظرف خارج متصف به قیام است؛ یعنی اگر از ما بپرسند این قیام که عارض شده است بر زید، در کجا عارض شده است؟ میگوییم در خارج، و اگر از ما بپرسند زید در چه ظرفی متصف به قیام است؟ میگوییم در خارج.
٢. عارضی که ظرف عروضش بر معروض و ظرف اتصاف معروض به آن عارض هر دو ذهن است، مثل کلیت که عارض انسان است. کلیت در ظرف ذهن عارض انسان میشود. کلیت یک امر عینی نیست. انسان یک امر عینی است نه کلیت. کلیت انسان امری است ذهنی و این کلیت هم در ظرف ذهن عارض انسان میشود. پس معروض کلیت، انسان ذهنی است نه انسان خارجی، و انسان هم در ظرف ذهن متصف به کلیت است؛ انسان در ظرف خارج اصلا متصف به کلیت نیست.
٣. عارضی که ظرف عروض آن عارض بر معروض ذهن باشد و ظرف اتصاف معروض به عارض خارج باشد. ما اشیائی داریم که اینها در ذهن بر معروض خود عروض پیدا میکنند، در خارج عروضی نیست ولی معروض در ظرف خارج متصف به اینها میشود. در خارج عروضی نیست، زیرا عارض وجودی در خارج غیر از وجود معروض خودش ندارد. اگر عارض در ظرف خارج یک وجودی میداشت و یک امر عینی خارجی میبود و وجود او به نحوی غیر از وجود معروض میبود و در ظرف خارج مثل هر عارض دیگری بر معروض خودش حلول میکرد همان حرف را میزدیم که در قسم اول گفتیم، ولی اینجور نیست، هیچ وجودی در ظرف خارج ندارد. با اینکه وجودی در ظرف خارج ندارد معذلک معروض در ظرف خارج متصف به این عارض است و این یک مسأله معمّاوشی است که شیء در خارج متصف به امری باشد که آن امر در خارج وجود ندارد، موصوف در خارج متصف به صفتی باشد که آن صفت در خارج وجود ندارد. ذهن انسان در ابتدا نمیتواند چنین مطلبی را قبول کند که الف متصف به باشد در حالی که ب که صفت الف است در خارج وجود نداشته باشد، ولی میگویند که چنین چیزی هست.
این، تعبیری بود که حاجی از مطلب کرده است. بعد هم آمده است این را با یک