مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٥ - آیا از علم می شود فلسفه ساخت؟
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٢٥
معنایی است که به عنوان یک صفت برای این کتاب در نظر گرفته میشود بدون آنکه وجودی در برابر این کتاب داشته باشد. حتی وجودی مثل وجود عرض نسبت به موضوع هم ندارد.
امکان اشیاء هم از این قبیل است، وجود اشیاء هم از این قبیل است.
پس اینها هم یک سلسله معانی دیگر است غیر از معقولات اولیه و غیر از معقولات ثانیه منطقی. اینها همان معانیای است که اساسا فلسفه را این معانی به وجود آورده است، چون اینها معانی عامّه است. به همین جهت است که حکما میگویند که فلسفه جز با معانی عامّه درست نمیشود. این معانی عامّه، معانیای است که بر همه اشیاء صادق است و به تعبیر دیگر از احکام موجود بما هو موجود است. ما جز با اینها نمیتوانیم فلسفه داشته باشیم؛ یعنی ما میتوانیم با معقولات اولیه علم داشته باشیم؛ حتی آن علم را هم میتوانیم به چند مقوله توسعه بدهیم ولی با معقولات اولیه نمیتوانیم فلسفه داشته باشیم، یعنی معانی و احکامی داشته باشیم که مطمئن باشیم بر همه اشیاء صادق است.
آیا از علم می شود فلسفه ساخت؟
امروزه میگویند ما از علم فلسفه میسازیم. اینهایی که میگویند ما از علم فلسفه میسازیم چگونه فلسفه میسازند؟ علم سر و کارش با معقولات اولیه است.
حداکثر کاری که میشود کرد این است که چند مسأله علمی را که هر کدام به دستهای از معقولات اولیه مربوط است در کنار یکدیگر قرار دهیم و یک جامع مشترک برای اینها پیدا کنیم. مثلا شما اصل جهش را در نظر بگیرید، یعنی اینکه کمیت شیء وقتی برود بالا در یک جایی منجر به اختلاف کیفی میشود. اینها همه از معقولات اولیه است. اگر این اصل را ما در فیزیک مثلا در مورد آب ببینیم، این یک علم است، چون تعلق دارد به معقول اوّلی. اگر همین اصل در شیمی هم صدق کند، در زیست شناسی هم صدق کند آن وقت میفهمیم که این اختصاص به موضوعات فیزیکی ندارد، اختصاص به زیست شناسی هم ندارد. اگر به این اختصاص میداشت در اینجا بود و آنجا نبود و اگر به آن اختصاص داشت در آنجا بود و اینجا نبود. ناچار ما میتوانیم به یک جامع مشترک قائل بشویم. تا این حد ما میتوانیم قضایا را تعمیم بدهیم، ولی حد اکثر کاری که میشود کرد این است که از دو نوع، سه