مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٢ - یادآوری
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤١٢
و اما معقولات ثانیه اساسا از این قبیل نیستند و اتفاقا اینها اساس تفکر انسان را تشکیل میدهند؛ نقش فوق العادهای در تفکر انسان دارند که بخشی از اینها اگر نباشد منطق وجود ندارد (هیچ منطقی، نه فقط منطق ارسطو)، و بخشی دیگر از اینها اگر نباشد فلسفه وجود ندارد، که مقصودمان از فلسفه یعنی آن معانی کلیای که هیچ فلسفهای در دنیا از به کار بردن آن معانی و مفاهیم بینیاز نیست.
اینها را در اصطلاح، «معقولات ثانیه منطقی» و «معقولات ثانیه فلسفی» نامیدهاند.
مقصود از معقولات ثانیه منطقی این است که معقولات اولیه بعد از آنکه در ذهن آمدند و وجود ذهنی پیدا کردند همان معقولات در ظرف ذهن از آن جهت که در ذهن هستند دارای یک سلسله معانی و مفاهیم و صفات میشوند، مثل خود کلیت و جزئیت و دیگر مفاهیم منطق، که هیچ معنیای از معانی منطقی نیست که اینطور نباشد. نوعیت، جنسیت، فصلیت، عرضی عام بودن، عرضی خاص بودن، قضیه بودن، موضوع بودن، محمول بودن، قیاس بودن، استدلال بودن، نتیجه بودن، مقدمه بودن، معرّف بودن، معرف بودن ...، هیچیک از اینها صفات اشیاء در خارج نیست و لهذا ما به آن نحو که اشیاء را تجسس میکنیم نمیتوانیم درباره این معانی در خارج تجسس کنیم. مثلا نمیتوانیم یک تجسس عینی بکنیم درباره اینکه به ما میگویند انسان نوع است و این نوعیت انسان را مثلا در یک لابراتوار یا در زیر یک ذرهبین پیدا کنیم و حال آنکه میگوییم انسان نوع است و میگوییم حیوان جنس است. این برای آن است که اصلا انسان در ظرف خارج نوع نیست. در ظرف خارج نه نوعی هست و نه جنسی. انسان در ظرف ذهن متصف میشود به صفت نوعیت؛ یعنی همین انسانی که از خارج گرفته شده است، بعد از آنکه در ظرف ذهن آمد و آن حالت کلیت را یافت، در همان ظرف ذهن متصف میشود به صفت نوعیت، و الّا انسان خارجی نه نوع است و نه جنس، هیچیک از این صفات را ندارد، کما اینکه انسان خارجی کلی هم نیست و حتی انسان خارجی جزئی به معنای منطقی هم نیست، چون اصلا در تعریف جزئی میگوییم جزئی معنایی است که جز بر یک فرد صدق نمیکند، شیء خارجی اصلا معنی نیست که بخواهد خودش بر خودش صدق کند.
معرّف بودن، معرّف بودن و تعریف بودن از همین قبیل است اینکه میگوییم