مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١ - تقریر حاجی سبزواری درباره بداهت مفهوم وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤١
- دارد به آنچه که داخل در مقولات باشد، مقولات دهگانه ارسطویی؛ یعنی اشیاء را وقتی که تحلیل میکنیم- حالا بر اساس همان تحلیلی که قدما میکردند- باید داخل در یکی از این مقولات باشد به عنوان جنس یا نوع یا فصل. ماهیت اختصاص دارد به این سه تا، یا جنس است یا نوع است یا فصل، که اینها همان ذاتیات اشیاء هستند. آن وقت اینها معتقدند که یک سلسله معانی دیگر در ذهن هست، یعنی ذهن یک سلسله معانی دیگر هم از اشیاء پیش خودش دارد که آنها نه جنسند نه نوعند و نه فصل. اینها از قبیل عرضیها هستند.
- پس این عرضیها داخل در مفهومند.
استاد: بله، داخل در مفهومند، [ولی] عرضیها مختلف هستند؛ یعنی [گاهی] عروض عارض به معروضش در ظرف خارج است، بنابراین یک نوع کثرتی با معروضش در خارج دارد؛ ولی بعضی از عرضیها هستند که کثرت آنها هم مربوط به ذهن است یعنی در خارج، عارض و معروض هیچ کثرتی ندارند، که اینها را میگویند مفاهیم انتزاعی.
آن وقت آن چیزهایی را که کانت به نام «مقولات» مینامد و همچنین اغلب آن چیزهایی را که هگل به نام «مقولات» مینامد، ارسطوئیین آنها را مقولات نمینامند، میگویند اینها مفاهیم هستند نه ماهیات. مثلا مفهوم هستی و نیستی دو مفهوم هستند ولی از سنخ ماهیت نیستند، یعنی نمیتوانند جنس یا نوع یا فصل واقع شوند (بر خلاف آنچه مثلا هگل میگوید که اساس مکتبش این است که مثلا هستی مطلق جنس است و نیستی به منزله فصل است و صیرورت به منزله نوع است).
پس «مفهوم» اعم است و شامل چیزهایی میشود که از سنخ جنس و نوع و فصل نیستند و «ماهیت» یعنی چیزهایی که جنس و نوع و فصل دارد.
- آن وقت «حقیقت» یعنی تحقق آن در خارج.
استاد: آن وقت ماهیت یک وقت هست که فرض میشود که تحقق خارجی هم دارد، که به آن میگویند «حقیقت»، و یک وقت هست که فرض تحقق خارجی نمیشود و فقط فرض همان ذات میشود بدون اینکه فرض تحقق خارجی بشود. مثلا ماهیت مثلث را یک وقت با اعتبار اینکه در خارج مصداق دارد در نظر میگیریم میشود حقیقت، و یک وقت هست که ماهیت مثلث را در نظر میگیریم و اعتبار تحققش را در خارج نمیکنیم و ممکن است که اصلا در خارج وجود نداشته باشد و ذهن ما فقط یک ماهیتی را فرض میکند. پس همان ماهیت با فرض تحقق میشود حقیقت.
-