مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٢ - نظریه صدر المتألّهین
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٩٢
است. پس چطور است که در آن واحد [هم «من» مدرک این است و هم آن دیگری؟] میگوید دو وجود متغایر و متباین محال است که از حیثیت واحد هم این [یعنی «من»] مدرک «این» [یعنی معلوم] باشد و هم در همان حال مدرک خودش باشد. ولی اینها دو وجود متغایر و متباین نیستند، چون آن ادراک به صورت مرتبهای از مراتب «من» در میآید. پس «این» در مرتبه ذات خودش هم مدرک است هم مدرک ولی خود مدرک یک مرتبهای از مراتب ذات «من» است و بلکه به یک معنای دیگر آنچه ما در مورد «بسیط الحقیقة کلّ الاشیاء» میگوییم در اینجا صادق است. به یک معنای دیگر خود این ادراک و مدرک عین «من» است، چون این ادراک و مدرک جلوهای از جلوات «من» و شأنی از شؤون «من» است. پس در آن واحد این هر دو مطلب درست است و هیچ تضادی هم بینشان نیست که «این» در ذات خودش هم مدرک است هم مدرک، در مرتبه ذات خودش هم مدرک این است و هم حتی میتواند به یک معنای دیگر مدرک این باشد. ادراک دیگری هم که بیاید آن هم به حسب ذاتش هم مدرک است هم مدرک. ولی در عین حال «من» است که گسترش پیدا کرده است. باز در عین حال «من» است که او را ادراک کرده است. در عین اینکه «این» مدرک این است خودش مدرک «آن» است، چون خود «این» و خود «آن» یک وحدت هستند.
این، اصل فرضیه صدر المتألّهین بود که لازم دانستیم این فرضیه را عجالتا در اینجا مطرح کنیم، چون خود بحث «اتحاد عاقل و معقول» یک بحث خیلی دامنهدار و وسیعی است؛ ما خواستیم فقط اصل فرضیه به این شکل روشن بشود [١] و [٢].
[١] [مسأله «اتحاد عاقل و معقول» به نحو مشروح در کتاب شرح منظومه استاد شهید مورد بحث واقع شده است.
علاقهمندان میتوانند به آن کتاب مراجعه نمایند.]
[٢] این منافی با جوهریت نفس نیست؟استاد: خیر، با جوهریت نفس منافات ندارد.
- چون تعبیر بوعلی درست بود که نفس جوهر است و علم عرض نفسانی، اما صدر المتألّهین جوهر و عرض را دو تا میداند.
استاد: یعنی او میگوید علم و ادراک عرض نیست. از نظر صدر المتألّهین علم از مقوله کیف و اعراض نیست، که این همان حرفی است که حاجی آمد به خودش نسبت داد و