مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٩ - براهین اتحاد عاقل و معقول
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٨٩
جواب حاجی در اینجا داده شده است و در بین کسانی که من دیدهام جواب حاجی را دادهاند از همه بهتر بیانی است که به مرحوم آقا میرزا مهدی آشتیانی تعلق دارد [١] و در عین حال بیان او هم هنوز احتیاج به متمم دارد، ولی به هر حال بیان ایشان بهتر است، یعنی ایشان متوجه یک نکتهای شده است که حاجی سبزواری متوجه آن نکته نشده است. شاید استادهای ایشان و دیگران هم متوجه این نکته بودهاند و معلوم نیست که ابتکار خود ایشان است یا نتیجه فکر اساتید قبلی است. به هر حال بیان صدر المتألّهین مورد ایراد حاجی واقع شده است، ولی بیان صدر المتألّهین از بیان خود حاجی کاملتر و راقیتر است و آن حرف ارسطو برای توجیه آن کافی نیست، که ما نفس مدعای صدر المتألّهین را در درس قبل گفتیم و آن این بود که صدرا در باب اتحاد عاقل و معقول به این مسأله رسیده است که نفس در عین وحدت کثرت دارد و در عین کثرت وحدت دارد؛ و از همین جا معلوم میشود که بیان حاجی هم چندان کامل نیست، زیرا اگر ما میگوییم که نفس در ابتدا در مرحله عقل هیولانی است، از هر جهت که نمیگوییم در مرحله عقل هیولانی است، از جنبه تعقل غیر در مرحله عقل هیولانی است ولی از جنبه تعقل ذات که علم حضوری و علم ذات به ذات است یک امر بالفعل است؛ یعنی نفس در ابتدا به صورت یک امر بالفعل است. ارسطو هم همین حرف را میزند که نفس در ابتدای حدوث، در این حد به صورت امر بالفعل است که امری است که شعور به ذات خود دارد و بلکه عین شعور به ذات خود است؛ جوهری است که عین شعور به ذات خود است. این جوهری که عین شعور به ذات خود است نسبت به «شعور به غیر» امر بالقوه است [٢].
[١] مرحوم آقا میرزا مهدی آشتیانی، هم در تعلیقه خود بر «شرح منظومه منطق» و هم در تعلیقه خود بر «شرح منظومه حکمت» (چه در بحث اتحاد عاقل و معقول و چه در بحث علم باری) به ایراد حاجی و جواب آن به طور مبسوط پرداخته است.
(٢) اما افلاطون آن را بالفعل میدانسته است. افلاطون اولا نفس را قبل از بدن حادث میدانسته است در حالی که ارسطو میگوید حادث است در بدن؛ ثانیا تعقل به غیر را هم امر بالفعل میدانسته است در عالم مثل، و ارسطو چون اساسا به عالم مثل و به خلق روح