مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٦ - براهین اتحاد عاقل و معقول
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٨٦
و نیز گفتیم آنهایی که قائل به اتحاد عاقل و معقولاند به اتحادی بیش از اتحاد جوهر و عرض قائل هستند. آنهایی که قائل به اتحاد جوهر و عرضاند در این حد به اتحاد قائل هستند که میگویند عرض یک مرتبهای از مراتب جوهر است ولی در مرتبه ذات جوهر، عرض صدق نمیکند و در مرتبه ذات عرض، جوهر صدق نمیکند؛ یعنی این دو مرتبه، دو مرتبه هستند ولی هر مرتبهای خودش خودش است بدون اینکه بر مرتبه دیگر صدق کند، فقط یک اتصال وجودی میان اینها برقرار است. اما قائلین به اتحاد عاقل و معقول یک درجه پیشتر از این رفتهاند و میخواهند بگویند: نه، اتحاد عاقل و معقول بیش از اتحاد جوهر و عرض است.
براهین اتحاد عاقل و معقول
قبلا گفتیم که حاجی برای اثبات اتحاد عاقل و معقول از راه اتحاد ماده با صورت وارد شده است به این معنا که اساسا همان نظریه ارسطویی معروف را برای اثبات اتحاد عاقل و معقول کافی دانسته است. آن نظریه معروف ارسطویی- که در مقابل نظر افلاطون است- این است که نفس در ابتدا [١] یک امر بالفعل نیست و هیچ فعلیتی
است ادراک هم قائم به نفس است، منتها این اعراضی که ما در بیرون ذهن داریم اعراض جسمانی است (مثل حرارت که قائم به جسم است) و ادراک عرضی است نفسانی و کیفیتی است نفسانی که قائم به نفس است؛ و الا جز نسبت قیامی و حلولی نسبت دیگری با نفس ندارد.
- اتحاد جوهر و عرض را قبول میکند؟ تا این اندازه را قبول میکند؟
استاد: نه، اتحاد جوهر و عرض اتحاد واقعی نیست. شخصی مثل بوعلی آن را اتحاد نمیداند. گرچه بعدها گفتهاند که نوعی وحدت میان جوهر و عرض هست ولی بوعلی این را قبول ندارد. اتفاقا این مطالب را که عرض کردم برای این است که همان اختلاف نظرها مشخص بشود.
[١] مقصود در ابتدای طفولیت است؟استاد: مقصود همان ابتدائی است که اساسا به وجود میآید که البته حکمای اسلامی معتقدند که در جنین خلق میشود و بعد مراحل دیگر را یکی بعد از دیگری طی میکند. ولی شروعش به این شکل نیست که به صورت یک امر بالفعل باشد و مثل این باشد