مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٩ - مثال دوم شبهه معدوم مطلق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٣٩
دادن هست؟ نه، تا شیء به نحوی از انحاء وارد ذهنی از اذهان نشود- که این مساوی است با اینکه به نحوی برای ذهن معلوم باشد- قابل اینکه مخبر عنه واقع بشود نیست. پس «المجهول المطلق لا یخبر عنه» مسلّما یک حکم صادق است، ولی در عین حال خود همین خبری است از مجهول مطلق، پس تناقض به وجود میآید.
پس همان اشکالی که در مفهوم جزئی بود- که از یک طرف مفهوم جزئی از باب اینکه تعریف جزئی بر او صادق است پس جزئی است و از طرف دیگر میبینیم کهخود همین مفهوم جزئی قابل صدق بر کثیرین است پس کلی است- در اینجا هم هست؛ همان تناقضی که در آنجا بود در اینجا هم هست [١].
جوابی که به این اشکال میدهند این است که باز در اینجا هم مسأله دو گونه حمل است. آنجا که میگوییم: «المجهول المطلق لا یخبر عنه» یعنی آنچه که واقعا مجهول مطلق باشد لا یخبر عنه است. در این مطلب هیچ شکی نیست. اگر بگویید خود همین، خبر از مجهول مطلق است، میگوییم این، خبر از مجهول مطلق نیست، خبر از معلوم من وجه است. این مجهول مطلق ذهن ما مجهول مطلق است به حمل اوّلی، اما معلوم است به حمل شایع؛ یعنی این مفهوم مجهول مطلق است نه مصداق مجهول مطلق. در آنجا که ما میگوییم: «المجهول المطلق لا یخبر عنه» کأنّه ما این مفهوم را مرآت گرفتهایم برای هر چه که در واقع و نفس الامر مجهول مطلق است.
هر چه در واقع و نفس الامر مجهول مطلق باشد لا یخبر عنه است. اگر بگویید خود این، خبر از مجهول مطلق است میگوییم نه، این خبر از چیزی است که مجهول
[١].- این اشکال به شکاکان و پیرهون و امثال اینها هم وارد است. شکاکان میگویند درباره هیچ چیز نباید حکم کرد و حال آنکه خود این یک حکمی است.
- در این گونه موارد، یعنی در مورد این پارادوکسها حتما یک قضیه سالبه در کار است؛ یعنی از این دو قضیه حتما یکی از آنها باید سالبه باشد.
- اینها را در منطق جدید حل کردهاند.
استاد: حالا حلش را بعد شما میبینید. آنها چگونه حل کردهاند؟ حل کردهاند یا اشکالش را طرح کردهاند؟
- خیر، حلش کردهاند؛ همه این پارادوکسها را حل کردهاند.
استاد: اگر حل کردهاند پس حلش را بعد جنابعالی بفرمایید که چیست!