مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٨ - جواب شبهه فخر رازی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٢٧
شرایط شکل اول موجود است و حد وسط تکرار شده است بدون آنکه قیاس نتیجه بدهد: زید انسان است، انسان نوع است، و حال آنکه زید نوع نیست.
خواجه به فخر رازی جواب داده است [١]. جواب شبهه این است که ما «انسان» را دو گونه اعتبار میکنیم:
١. یک وقت ما «انسان» را آنچنان اعتبار میکنیم که او را مرآت و آینه برای افراد خارجی قرار میدهیم و خودش را نمیبینیم. وقتی ما میگوییم: «انسان» یعنی آنهایی که مصداق «انسان» هستند، مثل آینهای که وقتی انسان نگاه میکند فقط
صورت را میبیند نه خود آینه را؛ که در قضایای محصوره چنین است. در قضایای محصوره «طبیعت» ابزار لحاظ است و «ما به ینظر» است؛ یعنی به خود طبیعت و خود ماهیت نظر مستقل نمیشود؛ ماهیت فقط وسیلهای است برای نگاه کردن افراد.
در محصورات است که «طبیعت» چنین است و گفتهاند شکل اول در محصورات منتج است نه در غیر محصورات. شرط انتاج شکل اول این است که [مقدمتین از قضایای محصوره باشد] و لهذا میگوییم اصغر مندرج تحت اوسط است و اوسط مندرج تحت اکبر. این معنایش این است که در هر دو [مقدمه] ما باید طبیعت را به صورت آلت لحاظ ببینیم که این میشود: «قضیه محصوره».
٢. [اما یک وقت «انسان» را به این نحو اعتبار میکنیم که خود او را مورد نظر قرار میدهیم، که در قضایای طبیعیه چنین است]. قضیه «انسان نوع است» که شما میگویید، همان قضیه طبیعیهای است که منطقیین میگویند. قضیه طبیعیه قضیهای است که ما خود طبیعت را مستقلا لحاظ میکنیم. خود طبیعت را مستقل از افراد میبینیم که این یک لحاظ دیگری است. طبیعت به لحاظ خودش نوع است نه اینکه به لحاظ افرادش نوع باشد، و این دو لحاظ است.
بنابراین آنجا که میگویید: «زید انسان» انسان به یک لحاظ محمول قرار گرفته است و اینجا که میگویید «الانسان نوع» انسان به نحو دیگر و به لحاظ دیگری موضوع قرار گرفته است. پس حد وسط تکرار نشده است. اشتباه میکنید که میگویید حد وسط تکرار شده است؛ خیال میکنید که حد وسط تکرار شده است
(١). [خواجه با بیان دیگری به این شبهه جواب داده است. عین جواب را میتوانید در منطق اشارات ببینید (شرح اشارات، بخش منطق، ص ٢٣٧- ٢٣٩)].