مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٦ - رابطه ذهن و خارج
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣١٦
، یعنی آنقدر موشکافی کردهاند که رسیدهاند به آنجا، ولی اینها (ماتریالیستها) که این حرفها را میزنند اصلا به این موشکافیها نرسیدهاند، اصلا مسأله برایشان طرح نشده است و در همان مرحله آخوند ده باقی ماندهاند.
حالا یکی از مسائل عمدهای که ما در فلسفه اسلامی در باب شناخت داریم (که در بحث معقولات ثانیه هم آن را مطرح میکنیم) همین است که چگونه است: با اینکه ذهن واقعا دخالت دارد در شناخت ولی در عین حال نه تنها ما را از عالم خارجدور نمیکند بلکه نزدیک هم میکند. به هر حال این بحثی بود که میخواستیم در آینده طرح بکنیم و حالا به آن اشارهای کردیم [١] و [٢].
[١]. [بحث شناخت در همین سلسله درسها در چند جای دیگر (مثلا در بحث معقولات ثانیه و در اوایل بحث وجوب و امکان و امتناع) مبسوطتر مطرح خواهد شد].[٢].- به این ترتیب بحث وجود ذهنی در بین فلاسفه اسلامی با حرف کانت خیلی نزدیک میشود، منتها حرف کانت خیلی روشنتر است (گرچه خود ما شاید هنوز روشن نشده باشیم). کانت و هگل و امثال اینها میگویند در عین حال که متعلق شناسایی مستقل از ذهن است ولی ذهن سهمی در شناسایی دارد؛ و بنابراین اگر فلاسفهای نظیر ملاصدرا و دیگران هم همین طور میگویند پس این نظریات خیلی شبیه و نزدیک میشود.
استاد: بله، خیلی شبیه و نزدیک میشود. اما باید دانست که این مسائل دقیق فلاسفه مثل تیغ دو دم است، نظیر صراط است که گفت از مو باریکتر، از شمشیر برندهتر و از آتش سوزندهتر است؛ یعنی یک جای خیلی نازکی هست که اگر انسان یک ذره- به اندازه یک میلیمتر- این طرفتر بیفتد در دره هولناکی سقوط میکند. درست است که حرف کانت با حرف فلاسفه اسلامی در این مقدار شبیه است ولی ما باید ببینیم که آیا مسیر آنها یکی است. کانت بعدا در کمال صراحت میگوید که اصلا آن مسائل ذهنی دیگر ذهنی نیست، بلکه در واقع ذهن است و ساخته نفس است. مطلب را به نحوی بیان کرده است که اینها دیگر واقعا نمیتواند شناخت باشد. او میگوید زمان، مکان، ضرورت، امتناع و امثال اینها صد در صد ساختههای ذهن است؛ یعنی در خارج نه نسبت است، نه اضافه است، نه ضرورت است، نه امتناع است، هیچ چیزی نیست. حتی خارج به صورت یک منشأ انتزاع هم برای اینها نیست. آن وقت در خارج فقط چیست؟ در خارج اگر مثلا من