مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٧ - ١ نظریه فخر رازی ( انکار مقدمه اول )
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٠٧
مقدمه پنجم
مقدمه پنجم این است که مقولات متباین بالذاتاند؛ یک شیء در آن واحد نمیتواند در تحت دو مقوله در بیاید.
پس ما این پنج مقدمه را قبلا پذیرفتهایم که:
١. چیزی در ذهن وجود پیدا میکند.
٢. آنچه در ذهن وجود پیدا میکند یک چیز است نه دو چیز.
٣. آنچه در ذهن وجود پیدا میکند عین ماهیت اشیاء است.
٤. آنچه در ذهن وجود پیدا میکند داخل در مقوله کیف است.
٥. مقولات متباین بالذاتاند.
گروههایی که دچار این اشکال شدهاند که «فجوهر مع عرض کیف اجتمع- أم کیف تحت الکیف کل قد وقع» هر گروهی یکی از این مقدمات را انکار کردهاند.
١. نظریه فخر رازی ( انکار مقدمه اول )
گروه اول گفتهاند اصلا در ذهن چیزی وجود پیدا نمیکند. همه حرفها مبنی بر این است که چیزی در ذهن وجود پیدا میکند، ما میگوییم اصلا در ذهن چیزی وجود پیدا نمیکند. علم یک چیزی است از نوع اضافه و نسبت. نسبت، یک امر انتزاعی است، مثل محاذات که اگر دو جسم در مقابل یکدیگر قرار بگیرند ما نسبت محاذات را از آندو انتزاع میکنیم، و یا مثل ابوّت و بنوّت یعنی نسبت پدری و فرزندی. نسبت پدری یک امر انتزاعی است. الآن شما میگویید من پدر این بچه هستم؛ میگوییم به ما نشان بده پدریات کو؟ پدریات در کجا قرار گرفته؟ اگر بگویی من رنگم سفید است، این یک کیفیتی است که الآن داریم میبینیم؛ اگر بگویی حرارت بدنم مثلا ٣٨ درجه است، این هم یک امر محسوس است؛ اگر بگویی قدّم مثلا صد و هفتاد سانتیمتر است، این هم یک حیثیتی است. ولی اگر بگویی «من پدرم»، میگوییم پدری یعنی چه؟ این صفت پدری الآن چه صفتی است؟ چه جور چیزی است؟ به چشم دیده میشود؟ به گوش شنیده میشود؟ با دست لمس میشود؟ هیچیک از اینها نیست. اینها اضافات است. اضافات در واقعیک سلسله معانی انتزاعی است که منشأ انتزاعشان وجود دارد. مثلا منشأ انتزاع پدری این است که این بچه یک ماده اولی دارد که مبدأ اول تکوّن اوست و همان