مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٦ - مقدمه چهارم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٠٦
کردهاند که آیا وقتی که ما چیزی را نمیدانیم و بعد به آن علم پیدا میکنیم چیزی برما افزوده شده است یا چیزی از ما کاسته شده است؟ در اینکه تغییر حالتی در ما پیدا میشود که شکی نیست، حال یا چیزی بر ما افزوده شده است یا چیزی از ما کاسته شده است یا نه چیزی افزوده شده و نه چیزی کاسته شده. این جور نیست که نه چیزی افزوده شده باشد و نه چیزی کاسته شده باشد، کاسته شدن هم که قطعا نیست، پس چیزی بر ما افزوده شده است.
پس یک مقدمه این است که هنگامی که ما اشیاء را درک میکنیم چیزی در ذهن ما وجود پیدا میکند که قبلا وجود نداشته است.
مقدمه دوم
مقدمه دوم این است که آنچه در ذهن وجود پیدا میکند یک چیز است نه دو چیز؛ یعنی وقتی که ما تصوری از یک شیء خارجی در ذهن داریم این تصور ما یک چیز است نه دو چیز. این جور نیست که تصوری داریم و متصوری، که تصور ما در ذهن یک چیز است و تصور شده ما چیز دیگر است؛ بلکه به همان تصور، متصور میگوییم. وقتی که ما به یک شیء علم پیدا میکنیم این جور نیست که در ذهن ما دو چیز وجود پیدا میکند یکی علم و یکی معلوم؛ نه، یک چیز است.
مقدمه سوم
مقدمه سوم همان اصل مدعای وجود ذهنی است که آن چیزی که در ذهن ما وجود پیدا میکند عین همان ماهیت شیء خارجی است؛ یعنی رابطه شیء موجود در ذهن و شیء خارجی یک رابطه ماهوی است که دو ظهور پیدا کرده است و یک ماهیت است که دو وجود پیدا کرده است.
مقدمه چهارم
مقدمه چهارم این است که آنچه در ذهن ما وجود پیدا میکند قطعا در تحت مقوله کیف است.