مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٤ - ٢ نظریات وجود ذهنی و پاسخ به این اشکالات
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٠٤
مقوله اضافه باشد، داخل در مقولات دیگر باشد؛ در حالی که لازمه نظریه وجود ذهنی این فلاسفه این میشود که همه مقولات در تحت مقوله کیف قرار بگیرند؛ چرا؟ برای اینکه فرض این است که علم از مقوله کیف است و همه مقولات دیگر هم وجود ذهنی پیدا میکنند: جوهر وجود ذهنی پیدا میکند، متی، ان یفعل، ان ینفعل، همه اینها وجود ذهنی پیدا میکنند، پس لازم میآید که همه مقولات در تحت مقوله کیف واقع شوند و حال آنکه مقولات متباین بالذاتاند.
این بود آن دو اشکال معروف که در اینجا هست و خیلی قریب به یکدیگر هستند.
٢. نظریات وجود ذهنی و پاسخ به این اشکالات
حاجی مطلب را در منظومه به شکلی طرح کرده است که وقتی انسان بخواند خیال میکند که اول مسأله وجود ذهنی به همین سبکی که حاجی طرح کرده طرح شده است و بعد آن اشکالات که الآن گفتیم پیدا شده است و بعد از اینکه این اشکالات پیدا شده است برای پیدا کردن راه حل این اشکالات نظریات مختلفی ابراز شده است [١] یعنی آن نظریات بعد از پیدایش این اشکالات به وجود آمده است.
ولی از بیانات گذشته به طور اجمال معلوم شد که این مطلب به این شکل درست نیست؛ یعنی از نظر تاریخ نظریات فلسفی این حرف حاجی درست نیست. اصلا بعضی از این نظریات قبل از اینکه این اشکالات مطرح بشود مطرح شده است (مثل قول به اضافه که از زمان ابوالحسن اشعری مطرح بوده است) و بعضی از اقوال دیگر هم
[١]. حاجی مطلب را به این شکل بیان کرده است که در ابتدا مدعای وجود ذهنی را طبق مذاق فلاسفه مطرح میکند که «للشیء غیر الکون فی الاعیان- کون بنفسه لدی الاذهان» و سپس در دو بیت بعد سه برهان برای اثبات وجود ذهنی ذکر میکند و آنگاه در دو بیت بعد دو اشکال معروف وجود ذهنی را مطرح میکند. بعد از اینکه این دو اشکال را ذکر میکند میگوید این اشکالات است که عقلها را حیران و فهمها را سرگردان کرده و لهذا هر عدهای برای خود مفرّی انتخاب کردهاند. آنگاه میگوید: «فانکر الذهنی قوم مطلقا- بعض قیاما من حصول فرّقا» و نظریات را یکی یکی ذکر میکند، یعنی تمام این نظریات معلول پیدایش این اشکالات هستند!