مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٨ - بازگشت به اصل بحث
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٩٨
عکاسی است- و بلکه خیلی بالاتر از دستگاه عکاسی است- که این دستگاه صورت برداری میکند و نمیتواند سفید را سیاه نشان بدهد یا سیاه را سفید نشان بدهد.
هر چه هست همان را نشان میدهد. ولی بعد ذهن میتواند یک کار دیگر بکند که این کار را در عکاسی مونتاژ میگویند. ذهن گاهی مونتاژ میکند، حالا یا به عمد یا به خطا. دو چیزی را که در کنار هم نیستند در کنار هم قرار میدهد یا دو چیزی را که در کنار همدیگر هستند از یکدیگر جدا میکند. مثلا برای آنجا که دو چیزی را که در کنار یکدیگر نیستند در کنار هم قرار میدهد همین مثالی که خود حاجی و امثال حاجی برای یک امر دیگری ذکر کردهاند مثال خوبی است: «بحر من زیبق». ذهن قدرت ندارد که بحر را که به معنای «آب زیاد» است از پیش خود خلق بکند؛ یعنی اگر هیچ چیز نباشد، نه آب را دیده باشد و نه مفهومی از کثرت داشته باشد نمیتواند [مفهوم بحر را خلق کند]. حتی اگر دریا را هم ندیده بود ولی آب را دیده بود و مفهومی از کثرت داشت میتوانست مفهوم دریا را بسازد بگوید وقتی آب خیلی خیلی زیاد باشد میشود «دریا». حالا اصلا دریا را مستقیما ندیده و فقط زیبق را دیده است، ولی ذهن میتواند یک امری را بسازد و بگوید «بحر من زیبق» در صورتی که بحر زیبق در خارج وجود ندارد. کار ذهن فقط این است.
ولی در جای دیگر مثلا دو چیزی را که در کنار همدیگر هستند از یکدیگر جدا میکند.
صرف الحقیقهای که قبلا گفتیم همین بود. ما در خارج صرف الحقیقه نداریم، همه حقایق با یکدیگر مخلوطند؛ یعنی اگر یک جوهر داریم این جوهر با کمیت و کیفیت و اضافه و زمان و مکان و همه اینها مخلوط است. ولی ذهن میتواند اینها را از هم جدا کند. در ابتدا هم که اینها را میبیند با همدیگر میبیند، بعد مینشیند و اینها را از هم جدا میکند.
حتی عدد جدا از معدود نداریم. این کار ذهن است که عدد را از معدود جدا میکند که در ریاضیات اصلا روی معدود بحث نمیکنند، فقط روی عدد بحث میکنند و مثلا میگویند: «پنج پنج تا، بیست و پنج تا» بدون اینکه اساسا معدودی را در نظر بگیرند.
و یا مثلا خلاقیتهای انسان در کار هنری همین طور است. تمام خلاقیتهای انسان چنین مبدئی دارد؛ یعنی اصول خلاقیتها را انسان نمیتواند خلق کند. انسان در واقع هیچ وقت مبدع نیست؛ مبدع فقط خداست. اینکه در نهج البلاغه آمده است که «ابتدع الخلق علی غیر مثال» میخواهد بگوید خلاقیت خدا از روی یک نمونه دیگر نبوده است، از خود او
* (نهج البلاغه، خطبه ٩٠.)