مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٦ - بازگشت به اصل بحث
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص ٢٩٦
استاد: نه؛ از کجا میگویند واقعیتی برای خودش هست؟
- این همان ایرادی است که به کانت کردهاند و میگویند از کجا میدانی که خارج هست؟ اگر علم ما فقط محدود به «فنومن» است «نومن» را دیگر از کجا ساختهای؟
- این را بدیهی بگیریم مانند شیخ اشراق.
استاد: تا ما این پایهها را قبول نکنیم، تا ما برای ذهن چنین خصلتی قائل نباشیم که بگوییم اصلا محال است که ذهن بتواند از خودش چیزی را ابتدا به ساکن خلق کند و ذهن تا به یک واقعیتی نرسد و همان واقعیت را همان طوری که هست برندارد [نمیتواند تصوری داشته باشد، نمیتوانیم این را بدیهی بگیریم].
- یعنی شما هیچ جور تصرفی برای ذهن قائل نیستید؟
استاد: تصرف در حد اینکه تصوری را که از یک جا گرفته است ببرد به جای دیگر، قائل هستیم اما اینکه تصوری را ابتدا به ساکن خلق بکند، نه.
- یعنی ایجاد نمیتواند بکند. این خاصیت ذهن است. هر چه به او خوراک بدهی او برای شما حسابهایی میکند.
که شما خودت اصلا نمیتوانستی بکنی.
استاد: آخر کانت و امثال وی که چنین میگویند تعبیرهایشان اشکال دارد، هر دو تعبیرشان اشکال دارد.
- کانت نه؛ آمپریستها و تجربی مذهبها مثلا هیوم و بار کلی میگویند که یک واقعیتی هست.
استاد: من قبول دارم که میگویند، ولی حرف این است که بنابر مسلک خودشان همین مطلب نفی میشود. حتی این مسأله که میگویند «واقعیت برای خود» و «واقعیت برای ما» که میخواهند بگویند این «واقعیت برای ما» همان واقعیت است ولی برای ما به این شکل است، از کجا معلوم است که «واقعیت برای ما» باشد؟ این چیزی برای ما هست که آن غیر از واقعیت است؛ چرا اسمش را «واقعیت برای ما» بگذاریم؟ از کجا این حرف را میزنند؟ شما ایندو را نمیتوانید بگویید.
- بله، ولی جوابش را مارکسیستها دادهاند. مارکسیستها میگویند واقعیت آنی است که برای ماست. اصلا خارج از ما واقعیتی نمیشود تصور کرد. یک واقعیتی در نفس الامر هست و این همان است که ما میبینیم. واقعیت همین است که ما میبینیم.
- این همان ایده آلیسمی است که از آن فرار میکنند.
-