مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٨ - بازگشت به اصل بحث
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٨٨
بازگشت به اصل بحث
بحث ما در حرف شیخ اشراق بود، چون اصل بحث ما این بود که میخواستیم برهانهایی را که بر وجود ذهنی اقامه شده است بررسی کنیم، و گفتیم که برهان اول (للحکم ایجابا علی المعدوم) را اگر به آن صورتی که خواجه نصیر الدین در کتاب تجرید
کردهاید؛ اول آمدهاید این را مصداق او قرار دادهاید، بعد گفتهاید او را دیدم که تیر پرتاب میکرد.
منتها اگر انسان آن کار را بکند دیگر از لطفش میافتد؛ لطفش به این است که بگوید:
«رأیت اسدا یرمی».
به هر حال ایشان (علامه طباطبائی) به طور کلی میگوید تمام اعتباریات از حقایق اخذ شده است. مثلا مالکیت یک امری است اعتباری. مالکیت اجتماعی امری اعتباری است. مگر بشر قدرت دارد که مفهوم مالکیت را به طور ابتدا به ساکن خلق کند؟! اصلا ذهن چنین قدرتی ندارد. ذهن صورتساز است، عکسبردار است. ذهن تا حقیقت مالکیت را در جایی دیگر درک نکرده باشد نمیتواند مفهوم مالکیت اعتباری را بسازد.حقیقت مالکیت این است که یک شیء بتمام وجوده متعلق به وجود دیگر باشد. ذهن این تعلق شیء به حاقّ وجود خودش [به وجود دیگر] را که همان مالکیت حقیقی است درک میکند و از اینجا مفهوم میسازد. وقتی که مفهوم ساخت بعد برایش افراد مجازی میسازد؛ یعنی جایی را که یک شیء واقعا به حاقّ وجودش تعلق به وجود دیگر ندارد.به منزله آن جایی فرض میکند که شیء واقعا به حاقّ وجودش تعلق به وجود دیگر دارد.انسان ابتدا در درون خودش تعلق قوای خودش را به خودش، تعلق احساسهای خودش را به خودش درک میکند و چون در آنجا تعلق یک تعلق واقعی است، یعنی قوای نفس و ادراکات نفس به حقیقت وجودشان تعلق دارند به نفس، این است که مالکیت را در آنجا به عین حقیقتش درک میکند. اینکه من میگویم دست من، فکر من، گرسنگی من، درد من، لذت من، این اضافههای به «من»، اول در آنجا پیدا میشود، بعد در اشیائی هم که تعلقشان تعلق اعتباری است این مفهوم را به کار میبرم و میگویم: لباس من، خانه من، کتاب من، ... بنابراین نه این است که ذهن آمده و مفهوم مالکیت را خلق کرده است، بلکه ذهن در اینجا باز تابع یک وجود حضوری بوده است. اول در آنجا این مفهوم را ساخته است و بعد فرد ادعائی را مصداق آن قرار داده است. این مطلب همان است که ما میگوییم این مالکیت، اعتباری است؛ یعنی این فرد، فرد ادعائی مالکیت حقیقی است که مالکیت حقیقی برای خود مصداقهایی در عالم دارد.