مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٥ - دلیل سوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٧٥
استاد: یعنی چه «در کلیت مندرج است»؟
- یعنی وقتی ما میگوییم «کلی» یک بیان دیگرش این است که وحدت دارد و مجرد است.
استاد: نه، وحدت غیر از کلیت است. درست است، هر مفهوم واحدی را که ما اینجور میگوییم کلی هم هست و هر کلیای واحد هم هست، ولی مناط استدلال دوتاست.
مناط استدلال در آنجا کلیت است و مناط استدلال در اینجا وحدت است؛ یعنی اگر کسی آمد و قائل شد که کلی در خارج با صفت کلیت وجود دارد برهان دوم ما دیگر قبول نیست. اگر کسی چنین حرفی زد برهان دوم ما باطل میشود ولی برهان سوم ما بجای خود باقی است.
- برهان سوم ما این است که ما همان چیزی را که در خارج وجود دارد ادراک میکنیم و آن میشود «صرف الحقیقة».
استاد: نه، آن که در خارج است که دیگر صرف الحقیقة نیست. این دیگر یک مطلب مسلّم است که آنچه در خارج وجود دارد همراه با ضمیمه است. این را دیگر کسی نمیتواند بگوید که آنچه در خارج است بدون ضمیمه است. در مورد «کلی» میشود کسی این حرف را بزند که آنی که در خارج است کلی است ولی نمیتواند بگوید آنی که در خارج است هیچ ضمیمهای ندارد و مثلا این انسانی که در خارج و در طبیعت وجود دارد نه کیفیت دارد، نه کمیت، نه وضع و نه جهت؛ این را که دیگر هیچ کس نمیتواند بگوید.
- بالاخره همین که در خارج هست باز او را کلی نمیکند [یعنی همین که او در خارج است او را از کلیت خارج میکند].
استاد: من نمیگویم کلی است، بلکه میگویم حالا اگر شما فرض کنید. آخر شما میخواهید بگویید برهانها یکی است. من میخواهم بگویم برهانها یکی نیست، مناطها جداست، طوری است که از یکدیگر قابل تفکیکاند؛ یعنی ممکن است کسی آن را قائل باشد ولی این را دیگر نتواند قائل باشد.
- شما در یک مقالهای نوشتهاید که فلسفه کارش تکثیر براهین است.
استاد: یک بخش کارهایش همین است. بله، همین طور است. یکی از کارهای فلاسفه این است که برهانها را از زاویههای مختلف میآورند و این برای این است که ممکن است یک ذهن روی یک طریق خیلی قانع نشود ولی از طریق دیگر قانع بشود. مثلا در باب تسلسل آنهایی که بر بطلان تسلسل برهان اقامه میکنند از راههای مختلف آمدهاند و