مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣ - دلیل سوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٧٣
. قدرت دوم ذهن قدرت تجرید است و این برهان سوم بر همین اساس استوار است. قدرت تجرید این است که شیء را از آنچه که در خارج محال است از آن جدا بشود جدا کنیم. مثلا ما در خارج عدد بدون معدود نداریم؛ اگر در خارج پنجتایی باشد، یک چیزی هست که پنجتاست. ولی این ذهن است که عدد را از معدود جدا میکند [١]. یا مثلا انسان را در نظر بگیریم. ما در خارج انسان مطلق نداریم. اگر انسان مطلق باشد همان انسان افلاطونی است که آن هم در عالم مجردات وجود دارد، در طبیعت وجود ندارد. اگر در خارج انسان هست انسانی است که با کیفیت خاص و با کمیت خاص و با اضافات خاص و با وضع خاص و با هزاران مشخصات وجود دارد که هیچکدام در ماهیت انسانیتش دخالت ندارند.یکی انسان سفید است؛ ولی سفیدی جزء ماهیت انسان نیست. دیگری انسان سیاه است؛ سیاهی هم در انسانیت دخالت ندارد. این یکی زرد است، آن یکی پسر فلان کس است، از نژاد فلان قبیله است. اینها هیچکدام در ماهیت انسانیت دخالت ندارد ولی انسان خارجی توأم با همه اینهاست. اما ذهن قادر است انسان را در ذهن به صورت صرف تصور کند؛ یعنی انسان را در نظر بگیرد بدون هیچیک از این ضمائم.
حالا ما میگوییم آنجا که ما انسان محض را تعقل میکنیم آیا این انسان محض در جایی هست که ذهن ما او را در مییابد و اشاره میکند یا نه؟
انسان محض در خارج وجود ندارد که بگویید ذهن من با او اضافه پیدا میکند و دریافتش این است که او را در خارج با این اضافه دریافت میکند. در خارج که ما انسان صرف نداریم. پس انسان صرف در یک موطنی تحقق پیدا کرده است و چون آن موطن عالم خارج نیست پس عالم ذهن است. این هم دلیل سوم بر وجود ذهنی است که حاجی در این شعر بیان کرده است:
صرف الحقیقة الّذی ما کثرا | من دون منضمّاتها العقل یری |