مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٨ - مثال دوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٥٨
مثال دوم
مثال دیگری که ذکر کردهاند این است که میگویند آیا درست است که بگوییم:
«اجتماع نقیضین غیر از اجتماع ضدّین است» [١] و یا بگوییم: «اجتماع نقیضین محال است»؟ شک ندارد که درست است. حالا که میگویید اجتماع نقیضین محال است، آیا میخواهید بگویید این قضیه هم مثل این قضیه است که «آهن در اثر حرارت منبسط میشود»؟ وقتی که میگویید آهن در اثر حرارت منبسط میشود، یعنی آهنی که در خارج وجود دارد منبسط میشود؛ وقتی هم که میگویید اجتماع نقیضین محال است، آیا میخواهید بگویید اجتماع نقیضینی که در خارج وجود دارد محال است؟ آن چیزی که در خارج وجود دارد چگونه محال است؟ در عین حال ما حکم میکنیم به ثبوت امتناع برای اجتماع نقیضین. پس «امتناع» یک حکمی است و یک صفتی است که برای اجتماع نقیضین به طور قطع ثابت است، یعنی ذهن حکم میکند قطعا که اجتماع نقیضین محال است. اما اجتماع نقیضین که در خارج وجود ندارد؛ اصلا ما میخواهیم بگوییم محال است که در خارج وجود پیدا کند. پس اجتماع نقیضین در یک موطنی به نحوی وجود دارد. پس اجتماع نقیضین باید در ذهن وجود داشته باشد [٢] و چون در ذهن وجود دارد در ذهن
موضوع هم صادق است، مثل اینکه بگویید: «بحری از زیبق حار نیست» در حالی که بحری از زیبق وجود ندارد.
- در مورد حکم ایجابی هم همینطور است.
استاد: نه، سلب شیء از شیء مستلزم وجود آن شیء نیست، ولی ثبوت شیء برای شیء مستلزم وجود آن شیء است. البته ملاصدرا یک حرفی دارد که اساسا حتی سلب شیء از شیء هم به آن معنا که در قضایای غیر بتّی ثبوت شیء برای شیء مستلزم این است که شیء وجود داشته باشد، سلب شیء از شیء هم مستلزم وجودش از برای اوست، که حالا آن یک حرف دیگری است.
[١].- خوب، این با آن دو تا خیلی فرق دارد.
استاد: فرق دارد، بله، این مثال با آن مثال خیلی فرق دارد.
[٢] فعلا اشکال نشود که این مسأله چگونه میشود و حال آنکه اجتماع نقیضین در ذهن هم