مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٠ - مثال اول
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٥٠
موضوعات قطعا در خارج وجود ندارند و نمیتوانند هم وجود داشته باشند. وقتی که در خارج وجود ندارند ناچار باید در یک موطن دیگری غیر از خارج وجود داشته باشند تا این محمول برای این موضوع ثابت بشود و آن موطن همان ذهن است. از اینکه ذهن گاهی حکم میکند به نحو ایجابی و به نحو اثباتی (نه به نحو
سلبی) و محمولی را برای موضوعی- که قطعا در خارج وجود ندارد- به نحو قضیه موجبه ثابت میکند، به کمک قاعده فرعیه نتیجه میگیریم: پس آن موضوع در موطنی دیگر غیر از خارج وجود دارد و آن موطن دیگر همان ذهن است.
حاجی در اینجا دو مثال ذکر میکند که این مثالها ممکن است با یکدیگر فرق داشته باشند؛ یعنی ممکن است یکی از این دو مثال به نحوی قابل خدشه باشد و دیگری نباشد.
مثال اول
مثال اول حاجی این است که میگوید آیا درست است که ما بگوییم: «دریایی از زیبق [١]، بارد بالطبع است» و یا بگوییم: «کوهی از طلا درخشان است»؟ ما میدانیم در خارج دریای زیبق وجود ندارد، کوه طلا هم وجود ندارد، ولی آیا این مطلب درست است که کوه طلا درخشان است و یا دریای زیبق بالطبع بارد است؟ این صادق است یا صادق نیست؟ اگر بگوییم کاذب است پس معنایش این است که کوه طلا درخشان نیست، دریای زیبق هم بارد بالطبع نیست، در صورتی که عقل فرق نمیگذارد میان دریایی از زیبق یا گرمی از زیبق. دریای زیبق همان حکم یک گرم زیبق را دارد. زیبق اعمّ از اینکه به صورت یک دریا باشد یا به صورت یک گرم باشد حکمش این است. پس دریای زیبق هم قطعا بارد بالطبع است، ولی دریای زیبق که در خارج وجود ندارد، پس قضیه ما قضیه خارجیه نیست یعنی حکم نرفته است روی خارج که آنچه که در خارج وجود دارد و دریای زیبق هست بارد بالطبع است؛ نه، اصلا معنای قضیه این نیست؛ و همچنین معنای قضیه این نیست که اگر چیزی وجود پیدا کند که آن چیز دریای زیبق باشد بارد بالطبع است؛ یعنی قضیه ما قضیه شرطیه هم نیست که بگوییم دریای زیبق اگر وجود پیدا کند و به شرط اینکه
[١]. [به معنی جیوه].