مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٢ - ارتباط بحث « وجود ذهنی » با « مناط صدق در قضایا »
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٣٢
بحث وجود ذهنی که درباره ماهیت علم است از هر مبحث دیگری ارتباط نزدیکتری دارد با مسأله مطروحه امروز که درباره ارزش و اعتبار علم بحث میشود. این مسأله مهمی است که امروز هم مطرح است، مسأله اینکه علم انسان- علم به معنی اعم، نه فقط علم به معنای کشف قوانین که شامل علوم ریاضی و علوم طبیعی و غیره میشود، بلکه ادراک بشر به طور کلی- چه اندازه ارزش و اعتبار دارد؟ تا چه اندازه با واقعیت انطباق دارد؟ آیا اصلا انطباق دارد با واقعیت یا نه؟ آیا ادراک، یک چیزی است که صرفا جنبه درونی دارد؟ درونی محض است مثل درد یا لذت؟ آیا همان طور که درد و لذت یک حالت صد در صد درونی است، یا هیجان و عشق خودش فی حد ذاته یک حالت درونی است و یک ارتباط دوری دارد با اشیاء در خارج، علم و ادراک هم یک چنین چیزی است؟
اگر چنین چیزی باشد نتیجهاش این است که رابطه آگاهی ما از خارج و رابطه اکتشافی ما از خارج بکلی قطع میشود؛ یعنی من نمیتوانم بگویم این چیزی که من ادراک میکنم همین چیزی است که در خارج وجود دارد.
و امّا اگر گفتیم نه، بلکه نوعی انطباق برقرار است؛ نتیجهاش این است که آنچه انسان حس میکند و آنچه انسان تخیل میکند بعد از حس (یعنی در حافظهاش حاضر میکند) و آنچه انسان تفکر و تعقل میکند، و هم محض و خیال محض یعنی درونی محض نیست و با بیرون رابطه انطباقی دارد. اگر گفتیم با بیرون به نحوی انطباق دارد، باید ببینیم این نحوه انطباق چگونه نحوهای است.
این آقایان مدعی هستند که این رابطه، رابطه ماهوی است و تنها در رابطه ماهوی است که انسان میتواند از واقع بینی و از کشف واقع دم بزند و از این سخن دم بزند که در انسان استعداد کشف واقعیتهای بیرون از خودش هست و اگر این را از
استاد: غزالی متعلق به عصرهای متأخر است.
- متعلق به سال ٥٠٠ است.
استاد: بله.
- وفات غزالی سال [٥٠٥] بوده است. [بقیه این پرسش و پاسخها ضبط نشده است.]