مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥ - تبیین فلسفی نظریه وحدت در کثرت و کثرت در وحدت
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٠٥
حال که وجود دارد آیا بازگشت تقدم و تأخرها و شدت و ضعفها به این نیست که مابهالاشتراک عین ما به الامتیاز باشد؟ جواب مثبت میدهیم که بلی، بازگشت تقدم و تأخرها و شدت و ضعفها به این است که ما به الاشتراک عین مابهالامتیاز باشد.
بعد میرویم سراغ اینکه آن چه چیز است که میتواند ملاک تقدم و تأخر باشد؟
میرسیم به اینکه ماهیات تشکیک پذیر نیستند، پس باب ماهیات از باب شدت و ضعف و تقدم و تأخر خارج میشود. پس میرسیم به وجود. وجود هم اگر این حقیقت واحد بسیط باشد که عرفا میگویند باز هم شدت و ضعف در آنجا غلط است، تقدم و تأخر غلط است. شیء خودش بر خودش تقدم دارد؟! این حرف که معنی ندارد. اگر هم وجودات به آن نحوی باشند که به مشّائین نسبت میدهند یعنی حقایق متباین بما هی متباین باشند و هیچ وجه مشترکی نداشته باشند، باز هم شدت و ضعف و تقدم و تأخر غلط است. پس حقیقتی در عالم هست که آن حقیقت وجود است و آن حقیقت ملاک تقدمها و تأخرها و شدت و ضعفها و فقر و غناهاست.
حتی فقر و غناها هم به این حقیقت برمیگردد؛ یعنی علیت و معلولیتی که فیلسوف درک میکند جز اینکه معلول شأن علت باشد جور دیگری فرض ندارد [١].
[١].- نقص و کمال چیست؟
استاد: نقص و کمال هم همین است. اصلا اگر مابهالاشتراک عین ما به الامتیاز نباشد نقص و کمال غلط است. مثل این است که بگوییم آیا زردچوبه کاملتر است یا شفای بوعلی؟ هیچ وجه مشترکی ندارند. شفای بوعلی را باید با یک چیزی مقایسه کرد که قابل مقایسه باشد، یعنی وجه مشترک داشته باشد. حال اگر دو شیء با یکدیگر وجه مشترک دارند ولی وجه اختلافشان در غیر آن وجه مشترک است باز نقص و کمال معنی ندارد. مثلا اگر کسی بگوید شفای بوعلی که در فلسفه است کاملتر است یا فلان کتاب فارسی غیر فلسفی؟ در اینجا هم با اینکه وجه اشتراک وجود دارد ولی وجه امتیاز عین وجه اشتراک نیست و نقص و کمال معنی ندارد. ولی اگر بگوییم شفای بوعلی کاملتر است یا اسفار ملاصدرا، در اینجا نقص و کمال معنی دارد و این سؤال صحیح است؛ یعنی اینها در فلسفه بودن اشتراک دارند و در همان فلسفه بودن یکی ناقص است و یکی کامل. پس نقص و کمال هم به همین حقیقت برمیگردد. تا چنین حقیقتی نباشد نقص و کمال هم