مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠١ - عقاید و اقوال درباره وحدت وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٠١
دیار» است [١]. این است که اگر خیلی ارفاق کنند عالم را به عنوان یک مظهر و یک چیزی که حقیقت حق در او ظهور دارد میدانند، نه ذاتی که بتواند ظاهر باشد، که این حرفها دیگر از محیی الدین به این طرف است با آن صراحت که میگوید: «العالم غائب ما ظهر قطّ و اللّه تعالی ظاهر ما غاب قطّ» آنچه که غیبت است مربوط به عالم است و آنچه ظهور است مربوط به ذات حق است. البته یک فیلسوف با عقل فلسفی هرگز زیر بار این حرف نمیرود، یعنی نمیتواند کثرات محسوس را بکلی نفی کند و بگوید اساسا چنین کثرتی وجود ندارد، و بعد هم قهرا باید بگوید ماده وجود ندارد، حرکت وجود ندارد، ...، این کثرتها وجود ندارند و در تمام اینها فقط ظهور ذات حق را بخواهد ببیند؛ یعنی این نظریه به این معنا و به این شکل قابل توجیه فلسفی نیست.
٤. خود عرفا یک نظر دیگری دارند که شاید هر دو نظرشان را هم بشود به یک نظر برگرداند، و آن این است که حقیقت وجود، واحد است ولی وحدتی در عین کثرت و کثرتی در عین وحدت، یعنی واحدی است صاحب مراتب؛ نه اینکه امور متباین باشد که بشود حرف مشّائین، و نه اینکه وحدت محض باشد که حتی کثرت مراتبی هم نداشته باشد، بلکه یک حقیقت واحدی است که دارای مراتب متعدد است و هر مرتبه خود همان حقیقت است نه چیز دیگر، چون اصلا مراتب جز با وحدت سنخجور در نمیآید. اگر بخواهد تباین باشد دیگر اموری که متباین هستند مراتب یکدیگر نیستند.
از نظریات راجع به وحدت و کثرت وجود آنچه را که فلاسفه قبول کردهاند همین نظریه است: «الوجود حقیقة ذات مراتب» وجود یک حقیقت صاحب مراتب است؛ مرتبهای از او غنی است و مرتبهای فقیر؛ مرتبهای از او شدید است و مرتبهای ضعیف؛ و بلکه بین مرتبه شدید و مرتبه ضعیف مراتب گوناگون هست، که این شدت و ضعفها باز بستگی دارد به آن ینبوع وجود یعنی سرچشمه وجود و سرچشمه هستی که ذات حق است؛ مراتب هر چه از او دورتر میشوند بیشتر به ضعف و فقر میگرایند.
به هر حال این نظریهای است که فلاسفه به آن معتقد شدهاند. البته از این مقدار
[١].- و ماهیات را هم عدمی میدانند.
استاد: بله، ماهیات را هم عدمی میدانند.