مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢ - تاریخچه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٩٢
اما در میان فلاسفه نه به نام وحدت وجود و نه در سیمای وحدت وجود بحثی در میان نبوده است. مسأله وحدت یعنی وحدت جهان در میان فلاسفه و حتی در میان یونانیها به نحوی مطرح بوده است اما مسأله وحدت وجود مطرح نبوده است و اگر امروز ما شرقیها از حرفهای آنها تعبیر به وحدت وجود بکنیم غلط است. وحدت هست ولی وحدت وجود به این معنا نیست. به هر حال چه در فلسفه هند و چه در فلسفه غیر هند این مطلب بوده است، عدهای به نوعی وحدت در باب عالم هستی معتقد بودهاند. بنابراین ما الآن دو مسأله داریم؛ یکی مسأله وحدت حقیقت است و یکی مسأله وحدت وجود.
مسأله وحدت حقیقت به این معناست که حقیقت یک چیز است، اما این که این مسأله را بشکافیم که آن حقیقت چیست، آیا آن حقیقت از سنخ وجود است- به آن معنا که ما وجود را از ماهیت تفکیک میکنیم- یا از سنخ ماهیت است، اینها دیگر هیچکدام مطرح نیست. مسأله این است که حقیقت یک چیز است و غیر از آن یک چیز، هر چه انسان آن را میبیند به منزله جلوهها و تجلّیهای آن حقیقتاند، هر چه هست به منزله شؤون و جلوههای همان حقیقت واحد است، که حتی میبینید بعضی به این معنا به یک نوع وحدت وجود مادی قائل شدهاند و گفتهاند حقیقت ماده است و ماده هم در ذات خودش حقیقت واحد است و این کثرتی که شما در ماده میبینید کثرت حقیقی نیست؛ که البته این خودش یک مسألهای است که آیا ماده میتواند چنین چیزی باشد و کثرتش حقیقی نباشد یا نه. این مسأله به جای خود، ولی آن کس که به وحدت وجود مادی قائل است میگوید این کثرتی که شما در ماده میبینید، کثرت حقیقی نیست، بلکه یک کثرت مجازی است و این کثرتها به منزله شؤون و تجلیات آن یک حقیقت است. او قائل است به اینکه سراسر عالم هستی را (خواه متناهی باشد و خواه نامتناهی، فرق نمیکند) یک حقیقت پر کرده است که ما آن را جسم مینامیم- که جسم را هم تعریف میکنیم به آن چیزی که مکان را پر کرده
کتابخانه مجلس دیدم و همان طور بود که حدس میزدم؛ یعنی از نظر سیر تاریخی یک حدسی داشتم که در زمان میر سید شریف یک سلسله مسائل در حدی که میتوانسته است مطرح باشد مطرح بوده است و بیش از آن مطرح نبوده است؛ بعد که این رسالهها را پیدا کردم، دیدم بر اساس همان حدس ماست.