مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢ - دلیل پنجم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٧٢
تحقق داشتن خودش به خودی خود، نه.
استاد: این میشود اعتباریت وجود. شما عکس مدعای خودتان را نتیجه گرفتید.
- نه؛ یعنی به خودی خود لزومی ندارد که ماهیت نداشته باشیم.
استاد: شما به وجودی که ماهیت ندارد کار نداشته باشید؛ همین وجودی را که ماهیت دارد در نظر بگیرید. شما میگویید وجود یعنی تحقق داشتن. حرف این است که وجود یعنی تحقق چیزی یا وجود یعنی تحقق خود وجود که آن «چیزی» را دیگر ذهن انتزاع میکند. اصلا وجود یعنی تحقق، نفس تحقق، که «چیزی» از این تحقق انتزاع میشود و اگر این تحقق را تحقق چیزی میدانیم این یک معنای عرضی و مجازی است؛ به اعتبار تصوری است که ذهن ما از آن چیز میگیرد.
از این جهت که زیادة الوجود علی الماهیة در ذهن است؟
استاد: خیر، همانجا هم که ذهن تحلیل میکند و ماهیت را از وجود تفکیک میکند این تحلیل به یک اعتبار تحلیل است، این تجزیه به یک اعتبار تجزیه است، وقتی خوب دقت کنید میبینید همان ماهیتی که شما از وجود تفکیک کردهاید در عین حال به حکم وجود در ذهن شما هست.
- به حکم اینکه یک وجود ذهنی دارد؟
استاد: بله، همین ذهن شما الآن میآید وجود را از ماهیت تفکیک میکند، یعنی ماهیت را یک طرف میگذارد و وجود را هم یک طرف، ولی وقتی دقت کنید میبینید همین ماهیت به وجود دیگری در ذهن موجود است.
- آن وقت همان وجود ذهنی را ما نمیگوییم «ماهیت»؟
استاد: وجود ذهنی را ذهن برایش دو اعتبار در نظر میگیرد. همان وجود ذهنی را میگوییم «ماهیت» ولی نه از جهت وجود ذهنیاش که در خارج نباشد؛ یعنی ماهیت همان شیئی است که ذهن او را به تبع وجود ذهنی حاضر میکند؛ یعنی ظاهر است به ظهور وجود ذهنی، ظاهر است به وجود خارجی، موجود است به تبع وجود ذهنی، موجود است به تبع وجود خارجی.
- یعنی وجود به خودی خودش تحقق دارد غیر از تحقق ماهیات؟
استاد: بله، وجود به خودی خودش تحقق دارد.
- که بنده به چنین چیزی اعتقاد ندارم. بالاخره وجود باید وجود یک چیزی باشد،