مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥ - نتیجه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٤٥
ماهیت ولی استحقاق حمل موجودیت را ندارد یا اینها مراتبی است که عقل درک میکند، یعنی عقل در اشیاء مراتبی را تشخیص میدهد که در عین اینکه این مراتب صادقاست ولی قابلیت محسوس بودن و ملموس بودن را ندارند؟ پاسخ این است که اینها مراتبی است که عقل درک میکند. مثال سادهاش تقدم ذاتی علت بر معلول است.اگر این دست حرکت میکند و تسبیح هم حرکت میکند، بدون شک هیچ تقدم و تأخر زمانی میان این دو حرکت نیست؛ یعنی این جور نیست که در زمان اول دست من حرکت میکند و در زمان دوم تسبیح؛ نه، ایندو مقارن با یکدیگر هستند. حتی اگر این حرکت ازلی و ابدی هم باشد از ازل چنین بوده است. ولی در عین اینکه زمانا تقدم و تأخری نیست یک تقدم و تأخر ذاتی هست و آن این است که حرکت تسبیح وابسته است به حرکت دست ولی حرکت دست وابسته به حرکت تسبیح نیست؛ یعنی درست است که بگوییم: «دست حرکت میکند، پس تسبیح حرکت میکند» ولی غلط است که بگوییم: «تسبیح حرکت میکند، پس دست حرکت میکند». این «پس» پس زمانی نیست بلکه یک نوع تقدم و تأخری است که به نام «تقدم و تأخر ذاتی» نامیده میشود.
نتیجه
به هر حال نتیجه مطلب این است: آنچه که ملأ خارجی را تشکیل میدهد یعنی آنچه که خارج و خارجیت را تشکیل میدهد (که این خارجیت شامل ذهن ما هم میشود) که او قطع نظر از ما و ذهن ماست، او چیزی است که در مرتبه ذاتش مستحق حمل موجودیت است، و اما آن چیزهایی که ما الآن به نام «چیستی» در ذهن خود داریم چیزهایی هستند که در مرتبه ذاتشان مستحق حمل موجودیت نیستند، و این چیستیها منتزعات ذهن ماست. بنابراین آنچه که متن خارجیت را تشکیل میدهد حقیقتی است که موجودیت از مرتبه ذاتش انتزاع میشود که اسمی ندارد جز اینکه بگوییم «وجود»، خود وجود عینی. اما ماهیت انتزاع ذهن است، عین واقعیت نیست. ماهیت از وجود انتزاع شده است نه اینکه وجود از ماهیت انتزاع شده باشد. خود وجود هم هیچ وقت در ذهن ما نمیآید. زیرا وجود جای خود را از متن خارج عوض نمیکند که از خارج بیاید در ذهن ما؛ وجود هیچ گاهمرتبه خودش را عوض نمیکند. چیزی که هست این است که ذهن ما یک سلسله