مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٩ - دلیل سوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١١٩
است.
ما اگر یک قطعهای از زمان مثلا یک دقیقه داشته باشیم ذهن آن را به دو نیم دقیقه و هر یک از آنها را به دو نیم دیگر و باز هر نیم را به دو نیم دیگر تقسیم میکند الی غیر النهایه. ممکن است به جایی برسد که خیال نتواند آن جزء کوچک را در نظر بگیرد ولی آن جزء در واقع جزئی از زمان است که قابل قسمت است. حرکت هم همین جور است. یک شیء که حرکت میکند و از جایی به جایی میرود، این حرکت مبدئی دارد و منتهایی و خودش یک کمیت است و قابل انقسام به اجزاء.
این مقدمهای بود که در اینجا خواستیم بیان کنیم. پس یک بحث راجع به کمیت بود و انقسامات، و یک بحث هم اینکه کمیت منحصر نیست به کمیت قار؛ کمیت غیر قار هم داریم [١].
[١].- این نصف کردن حرکت یعنی چه؟
استاد: یعنی اینکه آیا حرکت قسمت اول و قسمت دوم دارد یا ندارد؟
- به چه معنی؟
استاد: گفتیم که در اینجا تقسیم ذهنی است، تقسیم عینی را که نمیگوییم.
- نه، همان در ذهن هم وقتی میگوییم «تقسیم حرکت» چه تصوری داریم؟
استاد: شما ببینید یک اشیائی را که در ذهن تصور میکنید اصلا نمیتوانید برای آنها دو جزء فرض کنید و بگویید این جزئش و آن جزئش، مثل تصوری که شما از نقطه دارید.
آیا شما میتوانید برای نقطه دو جزء فرض کنید؟
- نه.
استاد: بسیار خوب. یا تصوری که حتی از امور نفسانی خودتان دارید، تصوری که از لذت- خود لذت- دارید. ولی بعضی اشیاء را که در ذهن تصور میکنید میتوانید برای آنها اجزاء فرض کنید. شما در هر حرکتی این خاصیت را میبینید. مثلا این کبوتر که از اینجا به آنجا حرکت کرد، این حرکت الآن یک امر امتداد دار هست یا نیست؟
- بله.
استاد: کشش دارد یا ندارد؟
- بله.
استاد: چون کشش دارد، پس کشیده شده است روی این مسافت، یعنی کششی دارد به اندازه این مسافت و منطبق است بر این مسافت. همان طور که این مسافت منقسم میشود، حرکت هم منقسم میشود با این تفاوت که اجزای مسافت در زمان واحد با