مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦ - بیان تفصیلی برهان
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٠٦
میگوییم این گوسفند و آن گوسفند داخل نوع گوسفند هستند به این معنی است که در طبیعت نوعی گوسفند کم و زیادی ندارند، اختلاف در این است که این چاقتر است، آن لاغرتر و چاقی و لاغری جزء ماهیت گوسفند نیست. اختلاف، در سفیدی و سیاهی است که خارج از ماهیت گوسفند است. اختلاف در درشتی صدا، در رنگ و در این جور چیزهاست که همه خارج از ماهیت گوسفند است. اما اختلاف این حرارت و آن حرارت این نیست که در حرارت با همدیگر یکی هستند و اختلافشان در امری غیر از حرارت است؛ نه، اشتراکشان در حرارت است و اختلافشان هم در حرارت؛ یعنی با هم در این جهت مشترکند که این حرارت است، آن هم حرارت است و اختلافشان باز در همین جهت است. در همان چیزی که اشتراک دارند اختلاف دارند. ما به الاختلاف عین ما به الاشتراک است؛ یعنی آن دومی حرارتش شدیدتر است از حرارت اول و آن سومی حرارتش شدیدتر است از حرارت دوم.وقتی میگوییم حرارت شدیدتر است یعنی حرارتش افزونتر است.
روی این حساب است که میگویند تشکیک در ماهیت محال است؛ یعنی ماهیت از آن جهت که ماهیت است معنی ندارد که شدت و ضعف داشته باشد.
ماهیت امر مشترک است؛ اگر اختلافی در کار باشد در غیر ماهیت است. اگر اموری در چیزی اشتراک داشته باشند [و در همان چیز اختلاف]، آن چیزی که هم ما به الاشتراک است و هم ما به الاختلاف نمیتواند ماهیت باشد، چون لازمهاش تشکیک در ماهیت است و تشکیک در ماهیت محال است یعنی امری نامعقول است. حالا ما فعلا داریم حدود برهان را میگوییم، ممکن است هر یک از این مطالب باز نیاز به بیان بیشتر داشته باشد.)
پس ما در این گونه موارد باید چه بگوییم؟ در این گونه موارد نمیتوانیم بگوییم که حرارت درجه یک و حرارت درجه دو و حرارت درجه سه افراد نوع واحدند؛ باید اینها را از انواع متعدد بدانیم؛ یعنی حرارت درجه یک، نوعی از حرارت است و حرارت درجه دو، نوعی دیگر از حرارت است و حرارت درجه سه هم نوع دیگری از حرارت است که در واقع خود حرارت میشود «جنس». حال ممکن است کسی بگوید اینها انواع باشد، چه اشکالی دارد؟ میگوییم بنابراین وقتی که شیء از درجه یک حرکت میکند به درجه دو و از درجه دو حرکت میکند به درجه سه، نوعی را رها میکند داخل نوع دیگر میشود و این نوع