در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٩٦٩
سيبويه در تدوين «الكتاب» به سماع از عرب فصيح توجه داشته است و همچون استادش، خليل به نجد و تهامه و ديگر بوادى عربستان كه عرب فصيح در آنجاها سكونت داشته، مسافرت كرده و از گفتههاى آنان در تدوين قواعد الكتاب، استفاده كرده است؛ زيرا در «الكتاب» عبارتى از قبيل: «سمعنا بعض العرب» يا «سمعنا العرب تنشد هذا الشعر» و يا «سمعنا من العرب» و يا «كثير فى جميع لغات العرب» و يا عبارت «و قد سمعناهم» و يا عبارت «سمعنا من العرب من يوثق بعربيته» وجود دارد كه تمام، حاكى از توجه سيبويه است به سماع از عرب فصيح ٣٩.
مكتب نحو كوفه
مىدانيم كه مكتب نحو بصره در نقطهگذارى و اعجام آيات قرآنى و نيز در بيان مسائل صرفى و نحوى پيشقدم بوده است و آن زمان كه ابن ابى اسحاق و ديگر علماى نحو بصره، در مسائل نحوى بحث مىكردند و نظرياتى مبتنى بر قياس و سماع در مسائل نحوى ابراز مىداشتند، مكتب كوفه به مسائل فقهى و قراءت قرآن، توجه داشت ٤٠ و به علم نحو و مسائل مربوط به آن كمتر مىرسيد.
معمولا ابى جعفر الروآسى ٤١ و معاذ الهرّراء ٤٢ را از نحاة اوليه كوفه مىدانند و مىگويند: ابى جعفر الروآسى از عيسى بن عمر و ابى عمرو بن العلاء نحو فرا گرفت و به كوفه بازگشت و كسائى نزد او نحو آموخت.
ابو جعفر الروآسى در نحو آراء باارزش و مهمى ندارد كه بتوان به آنها، استناد كرد، و فقط، الزبيدى، ابى بكر محمد بن الحسن، متوفى به سال ٣٧٩ ه. در صفحه ١٣٥ كتاب طبقات النحويين و اللغويين مىنويسد: «و له كتاب فى الجمع و الإفراد».
معاذ الهراء نيز همچون ابو جعفر الروآسى بانحاة بصره آمدوشد داشته و از آنان علم آموخته، سپس به كوفه بازگشته است و مىگويند كه برخى از مسائل تصريف از اوست ٤٣.
بايد گفت كه پيدايش مكتب نحو كوفه، در حقيقت با ظهور كسائى و شاگردش، فرّاء، بوده است و آن دو، اساس مكتب نحو كوفه را پايهگذارى كردند و نظرياتى ابراز داشتند كه با مكتب نحو بصره، متفاوت بود و در واقع موجوديّت مكتب نحو