در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٣٦
است و افزوده است كه اگر گوينده، مفهوم ذهنى خود را در عبارات مفصلى بيان كند، بليغ نيست، بلكه آن گويندهاى بليغ است كه بتواند همان مفهوم را در الفاظ كمترى بيان كند.
رمانى، ايجاز را به دو نوع: ايجاز حذف و ايجاز قصر، تقسيم كرده است. و براى ايجاز قصر مثالهايى را آورده است، همچون آيه: «وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ ...» (بقره/ ١٧٩).
او توضيح داده كه در آيه مزبور، معناى بسيار در لفظ كم اداء شده است. رمانى سپس آيه را با عبارت معروف متداول در ميان عرب جاهلى يعنى «القتل انى للقتل» مقايسه كرده و نتيجه گرفته است:
اولا- «القصاص حياة» موجزتر است و كلمات و حروف آن كمتر، زيرا تعداد حروف «القصاص حياة» ده است و شماره حروف عبارت معروف متداول ميان اعراب (- قبل از نزول آيه) چهارده حرف مىباشد.
ثانيا- در آيه تكرار نيست ولى در عبارت معروف اعراب تكرار هست و تكرار هم خود از عيوب فصاحت است و در عبارت معروف اعراب گفته شده «القتل انفى للقتل» و كلمه «قتل» تكرار شده است.
ثالثا- در آيه صنعت طباق كه از محسنات كلام است وجود دارد، زيرا قصاص ضد حيات است و در عبارت معروف اعراب، چنين صنعتى وجود ندارد.
رابعا- در آيه غرض اصلى كه ابقاء حيات است ذكر شده، در صورتى كه در عبارت معروف اعراب «نفى قتل» غرض اصلى دانسته شده است. ٨
نكته گفتنى در ذيل بحث از آيه مزبور اين است كه قرآن مجيد، ضمن اينكه قصاص را مايه حيات دانسته و پايه زندگى قرار داده و آنرا براى حفظ جامعه، لازم شمرده، در آيه پيشين «*» از گذشت و عفو سخن به ميان آورده و عفو و بخشش را كارى
(*) آيه پيش از آيه مورد بحث اين است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ.» (بقره/ ١٨٧).
در اين آيه، قرآن مجيد، مىخواهد بگويد مسأله قصاص براى اولياى مقتول حقى است و هرگز يك حكم-