در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٨٥
٤- السجح السلطانى.
٥- خطبة الاصلاح ٧.
كلاعى، مؤلف كتاب، سه اثر اخير را در مقام معارضه و از باب نظيرهگويى و از جهت اثبات قدرتش در نثرنويسى و رقابت با ابو العلاى معرى نوشته است.
يكى از ويژگىهاى مؤلف اينست كه وى به واسطه گرايشهاى دينى، نثر را بر شعر ترجيح داده و در صفحه ٣٦ كتاب فصلى را تحت عنوان «فصل فى الترجيح بين المنظوم و المنثور» نوشته و در اين فصل نثر را بر شعر ترجيح داده و حديثى نيز در رجحان نثر بر شعر از قول پيامبر اكرم نقل كرده است. او خود، نثر را بر شعر فضيلت داده، زيرا در شعر، گوينده به اغراقگويى و مبالغهسرايى وادار مىشود و اين اغراقها و زيادهگويىها، گوينده را به دروغ وا مىدارد و به قول او «... و الكذب ليس من شيم المؤمنين ٨».
مؤلف در تأليف خود به بسيارى از نوشتههاى شرق ممالك اسلامى همچون «ادب الكاتب» و «تأويل مشكل القرآن» ابن قتيبه متوفى به سال ٢٧٦ هجرى، و «يتيمة الدهر» ثعالبى متوفى به سال ٤٣٠ هجرى، و «مقامات» و رسالات بديع الزمان همدانى متوفى به سال ٣٩٨ هجرى و آثار مختلف ابو العلاى معرى تكيه كرده و به آنها استناد جسته و مطالبى از نوشتههاى آنان را نقل كرده است؛ و نيز كلاعى در كتاب «احكام صنعة الكلام» به «البيان و التبيين» جاحظ متوفى به سال ٢٥٥ هجرى، و «فحولة الشعراء» اصمعى متوفى به سال ٢١٦ يا ٢١٧ هجرى، و «ملاحن» ابن دريد ٩ متوفى به سال ٣٢١ هجرى و «نقد الشعر» قدامة بن جعفر توجه داشته و مطالبى در كتاب خود از اينان نقل كرده است.
و نيز مؤلف در كتاب خود به مآخذ و منابع غرب ممالك اسلامى همچون كتاب «الذخيرة فى محاسن اهل الجزيرة» ابن بسام و «زهير الاداب و ثمر الالباب» ابى اسحاق ابراهيم بن على الحصرى القيروانى متوفى به سال ٤٥٣ هجرى ١٠ و رساله «التوابع و الزوابع» ابن شهيد و ديوان ابن خفاجه نظر داشته است ١١.
روى هم رفته، مؤلف مطالب كتاب خود را در يك مقدمه و دو باب بيان كرده و مطالب مقدمه را در چند فصل باز گفته است كه در يكى از آن فضول، فضيلت بيان را،