در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٩١٤
- در جهان نظم و عدالتى قرار نداد و تو مىپندارى كه در جهان هرجومرج است و براى هرموجودى وظيفهاى معيّن، نيست و اگر از وظيفهاش تخطّى كرد از او پرسش نخواهد شد؟!
[٧] - شيخ طوسى در ذيل آيه ٢٨٢ سوره بقره در جلد دوم ص ٣٧٥ تفسير التبيان نوشته است:
قسط به معناى عدل است. گفته مىشود: اقسط اقساطا فهو مقسط: اذا عدل. و «انّ اللّه يحبّ المقسطين» به همين معناست. قسط به معناى حصّه است. گفته مىشود: اخذ فلان قسطه اى حصّته. قد تقسّطوا الشيئ بينهم اى اقتسموا على القسط يعنى على العدل.
ولى قسط قسطا و قسوطا: يعنى ستم كرد. از حقّ منحرف شد. قسط الوالى قسطا: حكمران به عدالت رفتار كرد. قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ. وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ. وَ إِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ. آيه ٤٢ سوره مائده- ٥-
ليكن «قاسط» كه مصدر آن، قسط و قسوط است به معناى ظالم و ستمگر مىباشد. «وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً.» آيه ١٦ سوره جنّ- ٧٢-
و الرجل القسطاء: التى فى ساقها اعوجاج لعدوله عن الاستقامة.
قسط يقسط قسطا فهو قاسط: اذا جازعن الحقّ.
قسط: از مصادرى است كه وصف واقع مىشود: رجل قسط همچون رجل عدل است.
قسط: نصيبى است كه از روى عدالت باشد. قسط سهم واقعى هركس يا هرگروهى است از مجموعه مواهب مادّى و معنوى و امكانات اجتماعى. قسط حقّ واقعى است و زيربناى اقتصادى جوامع را، قسط استوار مىدارد؛ زيرا قسط يعنى سهم واقعى يك فرد است كه در جامعه دارد، در صورتى كه گاه، عدل براساس حقوق وضع شده و قرار دادى مىباشد.
[٨] - در واقع، قرآن گفته است: به دستور خدا و اندرز و موعظه او، عمل كنيد؛ زيرا خدا أعلم به مسموعات است و آگاه از مبصرات. و مىخواهد بگويد اگر به عدالت حكم كنيد، خدا سميع است و آن حكم را مىشنود و چنانچه اداء امانت كنيد او بصير است و تمام مبصرات را مىبيند.
[٩] - قرآن مجيد، در چند مورد بدين نكته اشاره كرده و گفته است كه در كار حكومت و داورى بايد پيرو دستورات الهى و مجرى فرمانهاى قرآنى بود همچون آيه ٤٨ سوره مائده- ٥-
«... فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ ...»
و نيز در آيه ٥٠ سوره مائده گفته است: «وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ ...»
[١٠] - در اين قسمت، از تقريرات استاد مطهّرى در كتاب «عدل الهى» بهره بردهام.
[١١] - و شايد در تقدّم باب عدل بر ديگر ابواب، سعدى از آيه ٩٠ سوره نحل- ١٦- پيروى كرده كه خدا گفته است: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ».
كه جامعترين برنامه اجتماعى را خدا در اين آيه بيان كرده و به قول ابى السعود متوفى به سال ٩٥١ هجرى در تفسيرش:
«هى اجمع آية فى القرآن للخير و الشر و لو لم يكن فيه غير هذه الآية الكريمة لكفت فى كونه بيانا لكل شيء-