در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٠٨
قزوينى گفته است وجود دارد ٣٣.
مباحث علم معانى در هشت باب به ترتيب زير مىباشد:
١- اسناد خبرى ٢- احوال مسند اليه ٣- احوال مسند ٤- احوال متعلّقات فعل ٥- قصر و حصر ٦- انشاء ٧- وصل و فصل ٨- ايجاز و اطناب و مساوات ٣٤.
علم بيان: يعنى علم به اصول و قواعدى كه گوينده و يا نويسنده با شناختن آن مىتواند معناى واحدى را به صور گوناگون كه از جهت درجه روشنى متفاوت است، بيان كند ٣٥ و كسى كه توانائى چنين كارى را داشته باشد و انجام آن برايش ملكه شده باشد بليغ است و اين همان سخنى است كه خطيب قزوينى در باب بلاغت متكلّم گفته است ٣٦.
مباحث اصلى علم بيان چهار فن: تشبيه، استعاره، مجاز و كنايه است ٣٧.
علم بديع: دانشى است كه در آن از صنايع الفاظ مانند: جناس، سجع، موازنه، طباق و مراعات النظير و غيره كه استعمال آنها پس از رعايت مقتضاى حال و مقام و خالى بودن از تعقيد معنوى موجب رونق و زيبايى كلام مىشود بحث و گفتگو مىكند ٣٨.
هدف علوم بلاغى:
همزمان با پيشرفت اسلام و توجّه مردم غير عرب به اسلام، بهتدريج بحث درباره اعجاز قرآن درگرفت. مردم براى فهم و درك اسرار و رموز اعجاز قرآن كريم نياز پيدا كردند. اين بود كه براى اثبات اعجاز قرآن تدوين علوم بلاغى ضرورى بنظر رسيد و چون قديمترين كتب بلاغى كه برخى از مباحث بلاغت را نيز مورد تجزيه و تحليل قرار داده، همچون مجاز القرآن ابو عبيده معمر بن المثنى و نظم القرآنجاحظ و معانى القرآن فراء و اعجاز القرآن رمّانى و اعجاز القرآن باقلانى، براى اثبات اعجاز القرآن نوشته شده است، پس مىتوان نتيجه گرفت كه هدف و غرض اصلى از علوم بلاغى در آغاز، اثبات اعجاز قرآن و آگاهى بر رموز و اسرار فصاحت و بلاغت قرآن، بوده است ولى بعدها كه اين علوم به صورت دانشى مشخّص و ممتاز از ساير علوم تدوين يافت، بيشتر هدفش شناخت كلام دانى از عالى و اجتناب از فساد ذوق و انحراف طبع شعرا و نويسندگان بوده است.