در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٩٦
اخذ كند، انتحال است و اگر معنى را بگيرد و تركيب الفاظ آنرا بگرداند و بر وجهى ديگر اداء كند، سلخ است و چنانچه معنى را فراگيرد و به عبارتى ديگر به كار ببرد، المام است. و چنانچه شاعر معنى شاعرى ديگر را بگيرد و از بابى به باب ديگر برد، نقل است. «*»
خطيب قزوينى، متوفّى به سال ٧٣٩ هجرى نيز، در كتاب «الايضاح» اخذ و سرقت را دو قسم دانسته: ٢٧ ظاهر و غير ظاهر. و تقريبا نظير همين مطالب را، سعد الدين تفتازانى، متوفّى به سال ٧٩١ هجرى در خاتمه كتاب «مختصر المعانى» در فنّ سوّم كتاب از سرقات شعرى بحث كرده است. ٢٨ او نيز «اخذ» و «سرقت» را دو قسم دانسته: ظاهر و غير ظاهر. بدين معنى كه اگر عبارت و لفظى بتمامه، بدون اينكه ترتيب و تأليف آن، تغيير يابد، از چيزى گرفته شود، سرقت محض است و آنرا «نسخ» گويند و چنانچه عبارت، اخذ شود و در نظم و ترتيب آن، اندك تغييرى رخ دهد، آنرا «مسخ» و «اغاره» گويند و اگر معنى به تنهايى گرفته شود، آنرا «سلخ» گويند.
يكى ديگر از كتب نقدى و بلاغى قرن چهارم هجرى، موشّح مرزبانى «**» است.
اهميّت كتاب نه از آن جهت است كه مرزبانى نخستين كس و كتاب «الموشّح» او، اوّلين كتاب است كه در باب مسائل بلاغى و نقد الشعر، در آن بحث شده بلكه اهميّت كتاب و بحث درباره آن، از آن جهت است كه مؤلّف در كتاب خود به آراء ناقدان پيش از خود اشاره كرده و ناقدان پس از وى همچون: على بن عبد العزيز جرجانى،
(*) شمس قيس در صفحه ٤٧٥ «المعجم فى معابير اشعار العجم» گفته است:
«چون شاعرى را معنى دست دهد و آنرا كسوت عبارتى ناخوش پوشاند و به لفظى ركيك اداء كند و ديگرى همان معنى فراگيرد و به لفظى خوش و عبارتى پسنديده بيرون آورد، او بدان اولى گردد و آن معنى ملك او گردد «و للاوّل فضل و السبق.».
(**) ابن خلكان، متوفّى به سال ٦٨١ هجرى در كتاب «وفيات الاعيان» چاپ مصر جلد سوّم ص ٤٧٦ نوشته است:
مرزبانى: به فتح ميم و سكون راء و ضم زاء و فتح باء موحدة، هذه النسبة الى بعض اجداده.
و نيز گفته است: در نزد ايرانيان، اين اسم بر شخص عالىقدر، اطلاق مىشود.
و نيز نوشته است: «... و مائلا الى التشيّع فى المذهب.» و نيز نوشته است: نام وى ابو عبد اللّه محمّد بن عمران بن موسى، كاتب مرزبانى، خراسانى الاصل و بغدادى مولّد مىباشد كه كتب فراوانى نيز نوشته است.