در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٧٦
مثلا محال است كه يك چيز در آن واحد هم وجود باشد و هم نباشد، و يا يك چيز در يك وقت هم سفيد و هم سياه باشد، و يا مثلا يك انسان در آن واحد هم نشسته باشد و هم ايستاده. چنين چيزهايى خارق عقل است. ولى مثلا شكسته شدن شيشه بوسيله سنگ و نيز دگرگون نشدن عصا به اژدها و زنده نشدن مرده در اين جهان و سوختن انسان در آتش، همه از عادات است. و معجزاتى كه پيامبران ابراز كردهاند، همه خارق احكام عادى است و نه خارق احكام عقلى. يعنى نشكستن شيشه بوسيله سنگ و سوخته نشدن آدمى در آتش، همه جزء خرق عادت است و مخالف عادات معمولى.
ليكن خداى بزرگ كه مردم را آفريده، به آنان خرد داده تا بدانوسيله ميان خير و شر و چيز سودمند و زيانبخش و خطا و صواب را تشخيص دهند، همچنين براى مردم رسولانى فرستاد تا خرد آنان را رهبرى كنند و آنان را به راه راست رهنمون باشند، براى اين فرستادگان هم نشانههايى فرستاد تا بر صدق گفتار آنان دليل باشد، و پيامبران راستين از متنبّيان مدعى، متمايز و متشخص باشند.
يكى از اين نشانهها معجزات است، معجزه يعنى: «امر خارقالعادة خارج عن حدود الاسباب المعروفة يجريه اللّه تعالى على يد مدعى النبوة عند دعواه اياها شاهدا على صدقه».
معجزات خود حجتى است براى رسولان و پيامبران و كسى نمىتواند منكر معجزه باشد، مگر آن كس كه بخواهد دعوت پيامبران را نپذيرد. در واقع معجزات براى پيامبران حجت و برهان بوده كه خداى بزرگ در قرآن مجيد منكران آنرا معاتب ساخته و به آنان خطاب عتابآميز كرده و گفته است: «وَ ما تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ» (انعام/ ٤): هيچ آيتى از آيات الهى بر ايشان نيامد جز آنكه از روى جهل و عناد از آن روى گردانيدند. و يا آيه ديگر كه قرآن گفته است «... وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها ...» (انعام/ ٢٥): ... اگر همه آيات الهى را هم مشاهده كنند باز بدان ايمان نمىآورند ...
اظهار معجزه از سوى پيامبران براى اثبات نبوت، يكى از قوىترين و استوارترين حجج و براهين مىباشد و روى همين اصل است كه قرآن مجيد هم از قول