در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٦
مناسبترين و شايستهترين نوع تشبيه مناسب اين مقام است و مطبوع طباع و همآهنگ با موضوع.
و ما مىدانيم: هرچه ارتباط ميان مشبّه و مشبّهبه بيشتر باشد، تشبيه زيباتر و در نفوس مؤثّرتر و بهتر مقبول طبع طباع خواهد بود؛ زيرا مقصود از تشبيه، مجسّم ساختن و ممثّل نمودن صفتى است در چيزى يا كسى تا كه آن چيز بهتر پرورانده شود و ذوق سليم آنرا بهتر دريابد. مثلا اگر قدّ و قامت كسى را در اعتدال و بلندى و راستى به سرو، تشبيه كنند اين خود تمجيد است و ستايش ولى چنانچه، چنار و درخت تبريزى را مشبّه به قرار دهند، نشانه مذمّت است و نكوهش ٢٦:
گفته شده كه تمام كوشش قاضى عبد الجبّار در اينست كه پاسخ طاعنان بر قرآن را بازگويد و در همين زمينه در جواب آنان كه گفتهاند:
چرا قرآن مجيد يك بار در آيه: «فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ» «*»
سوره شعراء/ ٣٢
عصاى موسى را به «ثُعْبانٌ مُبِينٌ» تشبيه كرده و در آيه:
«وَ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً ...» «**»
سوره نمل/ ١٠
از عصا، تعبير به «جانّ» شده است؟
قاضى عبد الجبّار، در پاسخ اينان كه گفتهاند: در اين دو آيه، تناقض هست، جواب داده ٢٧ كه در آيه نخستين كه «عصا» به «ثُعْبانٌ مُبِينٌ» تشبيه شده، از لحاظ عظمت و بزرگى است و در آيه دوم كه عصاى موسى به «جانّ» ٢٨ همانند شده، از لحاظ سرعت است و بنابراين هيچگونه، تناقضى نيست.
در نظر قاضى عبد الجبّار، كلمات: تشبيه، تمثيل و تشبيه تمثيل يكى است و او هيچگونه تفاوتى، ميان اين مصطلحات، قائل نيست. او در كتب خود، مستقلا مصطلحات بلاغى را مورد بحث قرار نداده و جداگانه در علم بلاغت، تأليفى ننوشته
(*) يعنى: در آن هنگام، موسى عصاى خود را بيفكند كه ناگاه اژدهائى عظيم پديدار گشت.
(**) يعنى: و تو عصاى خود بيفكن [عصا افكند]، و چون به آن، نگريست، به جنبش و هيجان درآمد ديد [با سرعت] همچون مارهاى كوچك به هرسو مىدود.