در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤١
كه در باب فصحاى عرب است و در واقع از نظيرهگويى به قرآن عاجز بودند و همانطورى كه قرآن پيشبينى كرده بود، نتوانستند حتّى يك آيه همانند آن بياورند ١٩.
تمام همّ قاضى عبد الجبّار، در تأليفاتش، بر اينست كه ايرادات و اشكالات نادرست طاعنان و آنان كه با انديشههاى ناقص خود، بظاهر تناقضهايى در آيات قرآن ديدهاند، پاسخ دهد و از اين راه، اعجاز قرآن را ثابت كند. اينست كه وى فصلى از كتاب «اعجاز القرآن» خود را تحت عنوان «فصل فى الجواب عن مطاعن المخالفين فى القرآن» در پاسخ طاعنان نوشته است و سخن آنان را كه بر تكرار و تطويلهاى آيات قرآنى، اشكال كردهاند و آنرا مخلّ فصاحت دانستهاند، چنين پاسخ گفته است:
اصولا، عادت بر اين جارى است كه يك موضوع در مراحل گوناگون، و در موارد مختلف، جهت اغراض گوناگون به الفاظ مختلف، بيان شود و اين شيوه، از معايب سخن نيست.
ليكن اگر تكرار، در موضوع باشد و يك مطلب بعينه تكرار شود، بديهى است كه آن كلام را، فصيح نگويند و آنرا، عارى از فصاحت و بلاغت دانند. به عبارت ديگر، چنانچه در يك جمله يا چند جمله نزديك به هم، يك كلمه چند بار تكرار شود و در واقع تكرار بىمورد باشد، آن تكرار از عيوب فصاحت شمرده مىشود و در نتيجه، آن كلام را بليغ ندانند.
ولى تكرار كلمات قرآنى و آيات ربّانى از نوع تكرارهاى بىمورد نيست، بلكه تكرار كلمات و يا ذكر دوبارهاى از آيات، جهت هدف خاصّ و براى منظور معيّنى مىباشد.
مثلا، در پاسخ طاعنانى كه گفتهاند:
تكرار آيه «فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ»* در سوره «الرحمن» چه فايدهاى دارد؟
قاضى عبد الجبّار گفته است ٢٠:
تكرار آيه مزبور، از نوع تكرارهاى بىفايده نيست؛ زيرا خداى بزرگ در سوره «الرحمن» مرتّبا نعمتهائى را ذكر كرده و پس از ذكر هرنعمت گفته است:
«فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ».*
تكرار آيه، جهت برشمردن نعماء الهى و يادآورى بندگان خدا و آگاهكردن