در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٩٤
جنبش آتش را «لهب» و جنبش و حركت هوا را «ريح» و جنبش و حركت آب را «موج» و جنبش و حركت زمين را «نوس» نامند و جنبش جنين را «ارتكاض» و حركت و جنبش غصن و شاخ را به وسيله باد «نوس» و حركت چيز آويخته را «تدلدل» و جنبش باد و هواى خفيف را «نسيم» گويند. ٦٢
ثعالبى، براى اشارات مختلف كه كلمات گوناگون بكار مىرود، بحث جالبى دارد و گفته است: ٦٣
«اشار بيده»: با دست اشاره كرد.
«اومأ برأسه»: با سر اشاره كرد.
«غمز بحاجبه»: با ابرو اشاره كرد.
«رمز بشفته»: به لب اشاره كرد.
و مراتب راه رفتن آدمى، از كندى و آهستگى به تندى و سرعت چنين است: ٦٤
مشى- سعى- إيفاض- هرولة- عدو- شدّ.
ثعالبى، در تفاوت كلماتى چون: قيادت- سوق- جرّ- جذب و امثال آنها گويد:
قيادت: كشيدن چيزى است به جلو.
سوق: آنست كه از پشت چيزى را به جلو برانى.
جذب: آنست كه آدمى چيزى را به سوى خود بكشاند.
سحب: آنست كه چيزى بر روى زمين كشانده شود.
و چون چيزى را آدمى به عنف از خود دور كند، گفته مىشود: دعّه.
و چنانچه چيزى با خشم و غضب رانده شود، گويند: طرده.
و اگر با رفق و مدارا باشد كلمه «صدّه» بكار مىرود. ٦٥
زيور و زينت آدمى، به اعتبار محلّ آن، نامهاى جداگانه دارد. مثلا زيور گوش را در زبان عربى «قرط» يعنى گوشواره. و زيور مچ دست را «معصم» و «سوار» و آنچه را كه براى زيور به گردن آويزند «قلاده» يعنى گردنبند و زينت و زيور سينه را «مرسله» يعنى سينهريز و آنچه را به انگشت كنند «خاتم» و زيور مخصوص پا را «خلخال» گويند و «فتخ» براى انگشتان پا بكار مىرفته و زنان عرب از آن، استفاده