در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٣١
نمىشمردند، خط بطلان كشيد.
قريشيان در عرفات وقوف نمىكردند؛ زيرا وقوف به عرفات را از محيط حرم، بيرون مىدانستند و انجام نمىدادند ولى قرآن دستور داد كه بايد در مراسم حج يك نواختى و همآهنگى وجود داشته باشد و مسلمانان همه در يكجا وقوف كنند و پس از وقوف در عرفات همگى به سوى مشعر بيايند و از مشعر به سوى منى، كوچ كنند.
اسلام خواسته است بدينوسيله با اين دستور، انسانها را از خودبرتربينى و افكار و خيالات واهى بركنار دارد و با قريشيان كه به نسب خود مىباليدند و با مردم ديگر قبائل در يكجا، گرد نمىآمدند، مبارزه كند، اين بود كه دستور:
«ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ ...» صادر شد؛ زيرا به قول سيّد قطب، اسلام نسب نمىشناسد، اسلام طبقه نمىشناسد، اسلام همه مردم را يكسان مىداند «إنّ الاسلام لا يعرف نسبا و لا يعرف طبقة، انّ النّاس كلّهم واحدة» ٣٠.
و از آنجا كه هدف اصلى، انسانسازى و پيشرفت و تعالى روحى انسانهاست، قرآن مجيد در بخش پايانى آيه مورد بحث دستور داده كه از اين افكار و خيالات نادرست جاهلى دورى كنيد و اين عصبيّت جاهلى را از خود دور سازيد؛ زيرا حج مىخواهد درس مساوات و برابرى به انسانها بياموزد، اينست كه مىگويد: «... وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» از خدا طلب آمرزش كنيد و از گذشته بد خود پشيمان شويد و از خدا بخواهيد كه در شما، إرادهاى به وجود آورد كه گرد ناشايستها نگرديد؛ زيرا خدا «كثير المغفرة و واسع الرحمة» است.
زجّاج متوفّى به سال ٣١١ هجرى ذيل عبارت «... وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» نوشته است ٣١: سلوه ان يغفر لكم من مخالفتكم الناس فى الإفاضة و الموقف».
بيضاوى هم در تفسيرش تقريبا همان مطلب زجّاج را نوشته است و مضمون آن چنين است: او گفته است ٣٢: از جاهليّت خود، در تغيير مناسك، استغفار كنيد.
و چه خوبست كه انسانها در آن حالت روحانى و در آن شب تاريخى و هيجانانگيز [- شب دهم ذى الحجّة] انديشه و فكر و شعور تازهاى در درونشان به وجود آيد و حالت آگاهى در آنان پيدا شود، مگر نه اينست كه كلمه «مشعر» از ماده شعور است و آنجا «معلم» و نشانهاى است از اين مراسم پرشكوه حج كه جذبه روحانى و